bets are off
مسابقات لغو شدند
place bets
قرار دادن شرط
big bets
شرطهای بزرگ
made bets
شرط بسته شده
bets placed
شرطها قرار داده شدهاند
win bets
برنده شدن در شرطها
lose bets
باختن در شرطها
taking bets
دریافت شرط
safe bets
شرطهای امن
high bets
شرطهای بالا
i placed some bets on the horse race this weekend.
من روی مسابقه اسبدوانی آخر هفته شرطبندی کردم.
we made bets with each other about who would win.
ما با هم شرطبندی کردیم که چه کسی برنده خواهد شد.
the casino offers various bets on different games.
کازینو شرطبندیهای مختلفی روی بازیهای مختلف ارائه میدهد.
he took some risky bets in the stock market.
او در بازار سهام برخی شرطبندیهای پرخطر انجام داد.
she refused to take bets on the outcome of the game.
او از پذیرش شرطبندی روی نتیجه بازی امتناع کرد.
the odds on those bets are quite unfavorable.
شانسهای آن شرطبندیها بسیار نامطلوب است.
they lost all their bets at the poker table.
آنها همه شرطبندیهای خود را در پشت میز پوکر از دست دادند.
he's known for placing large bets on sporting events.
او به خاطر شرطبندیهای بزرگ روی رویدادهای ورزشی شناخته شده است.
the bookmaker accepted all their bets quickly.
شرطبندی آنها را به سرعت پذیرفت.
don't make bets you can't afford to lose.
شرطبندی نکنید که توانایی از دست دادن آن را ندارید.
the political landscape makes predicting election bets difficult.
شرایط سیاسی پیشبینی شرطبندی انتخابات را دشوار میکند.
bets are off
مسابقات لغو شدند
place bets
قرار دادن شرط
big bets
شرطهای بزرگ
made bets
شرط بسته شده
bets placed
شرطها قرار داده شدهاند
win bets
برنده شدن در شرطها
lose bets
باختن در شرطها
taking bets
دریافت شرط
safe bets
شرطهای امن
high bets
شرطهای بالا
i placed some bets on the horse race this weekend.
من روی مسابقه اسبدوانی آخر هفته شرطبندی کردم.
we made bets with each other about who would win.
ما با هم شرطبندی کردیم که چه کسی برنده خواهد شد.
the casino offers various bets on different games.
کازینو شرطبندیهای مختلفی روی بازیهای مختلف ارائه میدهد.
he took some risky bets in the stock market.
او در بازار سهام برخی شرطبندیهای پرخطر انجام داد.
she refused to take bets on the outcome of the game.
او از پذیرش شرطبندی روی نتیجه بازی امتناع کرد.
the odds on those bets are quite unfavorable.
شانسهای آن شرطبندیها بسیار نامطلوب است.
they lost all their bets at the poker table.
آنها همه شرطبندیهای خود را در پشت میز پوکر از دست دادند.
he's known for placing large bets on sporting events.
او به خاطر شرطبندیهای بزرگ روی رویدادهای ورزشی شناخته شده است.
the bookmaker accepted all their bets quickly.
شرطبندی آنها را به سرعت پذیرفت.
don't make bets you can't afford to lose.
شرطبندی نکنید که توانایی از دست دادن آن را ندارید.
the political landscape makes predicting election bets difficult.
شرایط سیاسی پیشبینی شرطبندی انتخابات را دشوار میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید