bezants

[ایالات متحده]/ˈbeɪzænts/
[بریتانیا]/ˈbeɪzənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سکه طلا که در امپراتوری بیزانس استفاده می‌شد.

عبارات و ترکیب‌ها

worth a bezant

ارزش یک بنزانت

counting his bezants

شمارش بنزانت‌هایش

to acquire bezants

برای به دست آوردن بنزانت

bezants for sale

بنزانت برای فروش

beg for bezants

برای بنزانت خواهش کردن

to squander bezants

برای هدر دادن بنزانت

جملات نمونه

in ancient times, bezants were used as a form of currency.

در زمان‌های قدیم، بیزانس به عنوان یک شکل از پول رایج بود.

bezants were often traded along the silk road.

بیزانس‌ها اغلب در امتداد جاده ابریشم معامله می‌شدند.

the treasure chest was filled with gold bezants.

گنج‌دان به طلا پر از بیزانس بود.

bezants were a symbol of wealth in medieval europe.

بیزانس‌ها نمادی از ثروت در اروپای قرون وسطی بودند.

he collected ancient bezants as a hobby.

او جمع‌آوری بیزانس‌های باستانی را به عنوان یک سرگرمی انجام می‌داد.

she wore a necklace adorned with bezants.

او یک گردنبند آراسته با بیزانس‌ها به تن داشت.

bezants were minted in various regions during the middle ages.

بیزانس‌ها در دوران قرون وسطی در مناطق مختلف ضرب می‌شدند.

historians study bezants to understand trade patterns.

تاریخ‌نگاران برای درک الگوهای تجاری، بیزانس‌ها را مطالعه می‌کنند.

the bezants featured intricate designs and symbols.

بیزانس‌ها دارای طرح‌ها و نمادهای پیچیده بودند.

she inherited a collection of rare bezants from her grandfather.

او مجموعه‌ای از بیزانس‌های کمیاب را از پدربزرگش به ارث برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید