bezel

[ایالات متحده]/ˈbɛzəl/
[بریتانیا]/ˈbɛzəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لبه یک قاب، پنجره یا صفحه؛ محل قرارگیری یک سنگ قیمتی.؛ یک حاشیه تزئینی اطراف یک شیء مانند صفحه ساعت یا قاب عکس.
v. برای قرار دادن (یک سنگ قیمتی) در یک بیزل.
Word Forms
جمعbezels

عبارات و ترکیب‌ها

bezel design

طراحی حاشیه

thin bezel monitor

مانیتور با حاشیه نازک

bezel-less display

صفحه نمایش بدون حاشیه

replace the bezel

تعویض حاشیه

bezel material

جنس حاشیه

bezel width

عرض حاشیه

curved bezel phone

گوشی با حاشیه منحنی

bezel color match

هماهنگی رنگ حاشیه

bezel engraving

نقاشی روی حاشیه

جملات نمونه

the watch features a stunning diamond-encrusted bezel.

ساعت دارای قاب تزئین شده با الماس خیره‌کننده است.

the bezel of the smartphone is made of durable glass.

قاب گوشی هوشمند از شیشه بادوام ساخته شده است.

he prefers a simple bezel design for his new watch.

او یک طرح قاب ساده برای ساعت جدیدش ترجیح می‌دهد.

the bezel can be rotated to track elapsed time.

می‌توان قاب را چرخاند تا زمان سپری شده را ردیابی کرد.

this model has a ceramic bezel that resists scratches.

این مدل دارای قاب سرامیکی است که در برابر خراش مقاومت می‌کند.

the bezel adds a touch of elegance to the overall design.

قاب ظرافت را به طراحی کلی اضافه می‌کند.

make sure the bezel is securely attached before use.

مطمئن شوید که قاب قبل از استفاده به طور ایمن متصل شده است.

he replaced the bezel on his old watch to give it a new look.

او قاب ساعت قدیمی خود را تعویض کرد تا به آن ظاهری جدید ببخشد.

the bezel is an important feature for divers' watches.

قاب یک ویژگی مهم برای ساعت‌های غواصی است.

many luxury watches come with a customizable bezel.

بسیاری از ساعت‌های لوکس با قاب قابل تنظیم عرضه می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید