bibelot

[ایالات متحده]/biːˈblɒt/
[بریتانیا]/bee-bleht/

ترجمه

n. یک شیء تزئینی کوچک یا زینتی؛ یک کتاب مینیاتوری
Word Forms
جمعbibelots

عبارات و ترکیب‌ها

bibelot shop

فروشگاه تزئینی

a charming bibelot

یک تزئین جذاب

bibelots and trinkets

تزئینات و وسایل کوچک

antique bibelots

تزئینات قدیمی

جملات نمونه

she collects bibelots from her travels.

او سوغاتی‌های کوچک را از سفر‌هایش جمع‌آوری می‌کند.

the shelf was filled with colorful bibelots.

قفسه با سوغاتی‌های کوچک رنگارنگ پر شده بود.

he gave her a bibelot as a souvenir.

او به عنوان سوغاتی یک سوغاتی کوچک به او داد.

these bibelots add charm to the room.

این سوغاتی‌های کوچک جذابیت را به اتاق اضافه می‌کنند.

the antique shop is full of unique bibelots.

فروشگاه عتیقه‌فروشی پر از سوغاتی‌های کوچک منحصربه‌فرد است.

she has a knack for finding rare bibelots.

او استعداد پیدا کردن سوغاتی‌های کوچک کمیاب را دارد.

his desk is cluttered with various bibelots.

میز او مملو از انواع سوغاتی‌های کوچک است.

they visited a market known for its bibelots.

آنها از بازاری که به خاطر سوغاتی‌های کوچک خود مشهور بود بازدید کردند.

she displayed her bibelots in a glass cabinet.

او سوغاتی‌های کوچک خود را در یک کابینت شیشه‌ای به نمایش گذاشت.

he loves to give bibelots as gifts.

او عاشق دادن سوغاتی‌های کوچک به عنوان هدیه است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید