biblios

[ایالات متحده]/ˈbɪblɪoʊ/
[بریتانیا]/ˌbɪb.li.oʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک شکل ترکیبی به معنی "کتاب" یا "نوشتن" که در تشکیل کلمات مرکب استفاده می‌شود (به عنوان مثال، کتاب‌شناسی، کتاب‌دوست).

عبارات و ترکیب‌ها

bibliophile

عاشق کتاب

bibliography

لیست منابع

bibliographic

کتابشناختی

bibliology

کتاب‌شناسی

biblio-technological

کتاب‌وتکنولوژیکی

جملات نمونه

biblio data is essential for research.

داده‌های کتابخانه‌ای برای تحقیق ضروری هستند.

she loves to visit the biblio every week.

او عاشق بازدید از کتابخانه هر هفته است.

the biblio collection includes rare manuscripts.

مجموعه کتابخانه شامل دست‌نویس‌های کمیاب است.

he is studying biblioinformatics at university.

او در دانشگاه در حال تحصیل در زمینه کتابخانه‌شناسی است.

there is a biblio section for children.

بخش کتابخانه برای کودکان وجود دارد.

they organized a biblio event for book lovers.

آنها یک رویداد کتابخانه‌ای برای دوستداران کتاب برگزار کردند.

she found a biblio resource for her thesis.

او یک منبع کتابخانه‌ای برای پایان‌نامه خود پیدا کرد.

the biblio network connects libraries worldwide.

شبکه کتابخانه کتابخانه‌ها را در سراسر جهان به هم متصل می‌کند.

he is a biblio enthusiast and collects rare books.

او یک مشتاق کتابخانه است و کتاب‌های کمیاب جمع‌آوری می‌کند.

using biblio tools can improve your research.

استفاده از ابزارهای کتابخانه‌ای می‌تواند تحقیقات شما را بهبود بخشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید