bickers

[ایالات متحده]/ˈbɪkərz/
[بریتانیا]/ˈbɪkərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. درباره مسائل بی‌اهمیت بحث کردن یا مشاجره کردن؛ صدای ملایم و حبابی ایجاد کردن؛ درخشش یا جرقه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

bickers constantly

بحث می‌کند به طور مداوم

جملات نمونه

they often bicker over trivial matters.

آنها اغلب بر سر مسائل جزئی با هم بحث می کنند.

my siblings bicker like it's a sport.

خواهر و برادرهای من مثل یک ورزش با هم بحث می کنند.

it's normal for couples to bicker occasionally.

این طبیعی است که زوج ها گاهی اوقات با هم بحث کنند.

she bickers with her friends about the best movies.

او با دوستانش در مورد بهترین فیلم ها بحث می کند.

they bicker constantly, but they still care for each other.

آنها دائماً با هم بحث می کنند، اما هنوز هم به هم اهمیت می دهند.

don't bicker with your teammates during the game.

در طول بازی با هم تیمی های خود بحث نکنید.

he bickers with his parents about curfew.

او با والدینش در مورد ساعت بازگشت خانه بحث می کند.

they bicker over who gets to choose the restaurant.

آنها بر سر اینکه چه کسی حق انتخاب رستوران را دارد بحث می کنند.

sometimes, bickering can lead to deeper discussions.

گاهی اوقات، بحث کردن می تواند منجر به بحث های عمیق تر شود.

he hates it when his friends bicker in public.

او از اینکه دوستانش در ملا عام با هم بحث می کنند متنفر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید