| جمع | bidis |
bidi text
متن راست به چپ
bidi support
پشتیبانی از راست به چپ
bidi rendering
نمایش راست به چپ
bidi formatting
قالببندی راست به چپ
bidi direction
جهت راست به چپ
bidi algorithm
الگوریتم راست به چپ
bidi character
حرف راست به چپ
bidi property
ویژگی راست به چپ
she decided to bidi her way through the crowded market.
او تصمیم گرفت تا با استفاده از ترفند از بازار شلوغ عبور کند.
he always tries to bidi around difficult questions.
او همیشه سعی می کند با استفاده از ترفند از سوالات دشوار دور شود.
to succeed, you need to bidi your thoughts carefully.
برای موفقیت، شما باید افکار خود را با دقت بکار بگیرید.
they will bidi the project timeline to meet the deadline.
آنها جدول زمانی پروژه را برای رسیدن به مهلت مقرر تغییر خواهند داد.
she learned to bidi her emotions during the interview.
او یاد گرفت تا در طول مصاحبه احساسات خود را کنترل کند.
he tried to bidi his way into the exclusive club.
او سعی کرد با استفاده از ترفند وارد باشگاه انحصاری شود.
we need to bidi our strategies for better results.
ما باید استراتژی های خود را برای نتایج بهتر تغییر دهیم.
she managed to bidi through the traffic without any issues.
او موفق شد بدون هیچ مشکلی از ترافیک عبور کند.
he often bidi his friends when they need help.
او اغلب به دوستانش کمک می کند وقتی به کمک نیاز دارند.
to avoid conflict, you should bidi your words carefully.
برای جلوگیری از درگیری، باید کلمات خود را با دقت انتخاب کنید.
bidi text
متن راست به چپ
bidi support
پشتیبانی از راست به چپ
bidi rendering
نمایش راست به چپ
bidi formatting
قالببندی راست به چپ
bidi direction
جهت راست به چپ
bidi algorithm
الگوریتم راست به چپ
bidi character
حرف راست به چپ
bidi property
ویژگی راست به چپ
she decided to bidi her way through the crowded market.
او تصمیم گرفت تا با استفاده از ترفند از بازار شلوغ عبور کند.
he always tries to bidi around difficult questions.
او همیشه سعی می کند با استفاده از ترفند از سوالات دشوار دور شود.
to succeed, you need to bidi your thoughts carefully.
برای موفقیت، شما باید افکار خود را با دقت بکار بگیرید.
they will bidi the project timeline to meet the deadline.
آنها جدول زمانی پروژه را برای رسیدن به مهلت مقرر تغییر خواهند داد.
she learned to bidi her emotions during the interview.
او یاد گرفت تا در طول مصاحبه احساسات خود را کنترل کند.
he tried to bidi his way into the exclusive club.
او سعی کرد با استفاده از ترفند وارد باشگاه انحصاری شود.
we need to bidi our strategies for better results.
ما باید استراتژی های خود را برای نتایج بهتر تغییر دهیم.
she managed to bidi through the traffic without any issues.
او موفق شد بدون هیچ مشکلی از ترافیک عبور کند.
he often bidi his friends when they need help.
او اغلب به دوستانش کمک می کند وقتی به کمک نیاز دارند.
to avoid conflict, you should bidi your words carefully.
برای جلوگیری از درگیری، باید کلمات خود را با دقت انتخاب کنید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید