bifteck

[ایالات متحده]/ˈbɪftɛk/
[بریتانیا]/ˈbɪftɛk/

ترجمه

n. یک برش ضخیم از گوشت گاو، کبابی یا سرخ شده.

عبارات و ترکیب‌ها

bifteck dinner

شام بیف تک

steak bifteck

استیک بیف تک

medium-rare bifteck

بیف تک مدیوم رر

grilled bifteck

بیف تک گریل شده

pan-seared bifteck

بیف تک سرخ شده در تابه

bifteck with potatoes

بیف تک با سیب زمینی

juicy bifteck

بیف تک آبدار

order a bifteck

سفارش یک بیف تک

bifteck special

بیف تک ویژه

a perfect bifteck

یک بیف تک عالی

جملات نمونه

i ordered a bifteck for dinner.

من برای شام استیک سفارش دادم.

the bifteck was cooked to perfection.

استیک به طور کامل پخته شده بود.

he prefers his bifteck medium rare.

او ترجیح می دهد استیکش را مدیوم رر باشد.

we enjoyed a delicious bifteck at the restaurant.

ما از خوردن یک استیک خوشمزه در رستوران لذت بردیم.

she marinated the bifteck overnight.

او استیک را در طول شب مزه‌دار کرد.

they recommended the bifteck as their specialty.

آنها استیک را به عنوان غذای خاص خود توصیه کردند.

he grilled the bifteck on the barbecue.

او استیک را روی باربکیو گریل کرد.

the chef served the bifteck with a side salad.

سرآشپز استیک را با یک سالاد جانبی سرو کرد.

we paired the bifteck with a nice red wine.

ما استیک را با یک بطری شراب قرمز خوب همراه کردیم.

after the bifteck, we had dessert.

بعد از استیک، ما دسر داشتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید