bilateral

[ایالات متحده]/ˌbaɪˈlætərəl/
[بریتانیا]/ˌbaɪˈlætərəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شامل یا مربوط به دو طرف، دو گروه.

عبارات و ترکیب‌ها

bilateral trade

معاملات دوجانبه

bilateral agreement

توافق دوجانبه

bilateral talks

گفتگوی دوجانبه

bilateral symmetry

تقارن دوجانبه

bilateral contract

قرارداد دوجانبه

جملات نمونه

a bilateral agreement; bilateral negotiations.

توافق دوجانبه؛ مذاکرات دوجانبه

the recently concluded bilateral agreements with Japan.

توافقات دوجانبه ای که اخیراً با ژاپن به پایان رسیده است.

the treaty is a bilateral commitment with reciprocal rights and duties.

این پیمان یک تعهد دوجانبه با حقوق و وظایف متقابل است.

They are bilateral symmetrical animals with a triploblastic body plan.

آنها حیوانات دوجانبه متقارن با طرح بدنی سه لایه ای هستند.

They have been negotiating a bilateral trade deal.

آنها در حال مذاکره برای یک توافق تجاری دوجانبه هستند.

Patients with bilateral coronal-sagittal or bilateral lambdoid-sagittal fusion had relatively normal head shapes (balanced dysmorphism).

بیمارانی که دارای همجوشی دوجانبه короно-сагиттальный یا همجوشی دوجانبه ламбда-сагиттальный بودند، شکل سر نسبتاً نرمالی داشتند (دیسمورفیسم متعادل).

A case of therapy-resistant bilateral blepharoconjunctivitis due to Phthirus pubis is reported.

یک مورد از блефароконюнктивит دوجانبه مقاوم به درمان ناشی از Phthirus pubis گزارش شده است.

Fluorescein angiography showed bilateral transmitted hyperfluorescence in the foveal area.

آنجیوسکوپی فلورسین نشان داد که هایپرфлуоресценس منتشر دوجانبه در ناحیه فووه ای وجود دارد.

9. Her 9 years old daughter has bilateral blue irides, bilateral total deafness, dystopia canthorum and bilateral fundus pigmentary changes.

9. دختر 9 ساله او دارای عنبیه آبی دوجانبه، ناشنوایی کامل دوجانبه، дистопия кант и تغییرات رنگدانه ای دوجانبه در ته چشم است.

Her 9 years old daughter has bilateral blue irides, bilateral total deafness, dystopia canthorum and bilateral fundus pigmentary changes.

9. دختر 9 ساله او دارای عنبیه آبی دوجانبه، ناشنوایی کامل دوجانبه، дистопия кант و تغییرات رنگدانه ای دوجانبه در ته چشم است.

Conclusion:The best procedure for anterior lingual gland cyst was surgically resection with ipsilateral or bilateral adenectomy.

نتیجه گیری: بهترین روش برای cyst غده زبانی قدامی، resection جراحی با ipsilateral یا bilateral adenectomy بود.

In operating Ⅱ group with unilateral otic ganglionectomy, the density of the positive fibers on bilateral PCA and BA decreased.

در گروه عمل Ⅱ با انجام ганглиоэктомия слухового нерва یکطرفه، چگالی الیاف مثبت در PCA و BA دوجانبه کاهش یافت.

Objective To investigate the particularity of therapy of bilateral nephroblastoma (BWT)and necessity of lifetime follow-up.

هدف: بررسی ویژگی های درمانی нефробластома دوجانبه (BWT) و ضرورت پیگیری مادام العمر.

Typical clinical manifestations of this disease are bilateral hypoglossal nerve palsy, tetraparesis, and the disturbance of deep sensations.

علائم بالینی معمول این بیماری عبارتند از فلج دوجانبه عصب هیپوگلوال، تتراپارزی و اختلال در حس عمقی.

Purpose: To report a case of bilateral upper lid lash loss caused by trichotillomania.

هدف: گزارش موردی از از دست دادن مژه پلک بالایی دوجانبه ناشی از تریخوتیلومانی.

a series of bilateral discussions between Israel and neighbouring states

مجموعه ای از بحث و گفتگوهای دوجانبه بین اسرائیل و کشورهای همسایه

In this paper, we reported a case that simultaneously had maxillary bilateral impacted central incisors with dilaceration and mandibular bilateral fused lateral incisors and canines.

در این مقاله، ما موردی را گزارش کردیم که به طور همزمان دارای دندان های نیش مرکزی دوجانبه تحتانی با دایلاسیون و دندان های دوجانبه تحتانی با دندان های دوجانبه جانبی و کناین های ادغام شده بود.

Incluso puede haber agenesia del mismo uni o bilateral.

حتی ممکن است عدم وجود یک یا دوجانبه وجود داشته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید