two-sided tape
چسب دوطرفه
two-sided coin
سکه دوطرفه
two-sided argument
استدلال دو وجهی
two-sided issue
مسئله دو وجهی
two-sided street
خیابان یکطرفه
two-sided view
دیدگاه دو وجهی
two-sided nature
طبیعت دو وجهی
two-sided effect
اثر دو وجهی
two-sided story
داستان دو وجهی
two-sidedness
دو وجهی بودن
the coin had two-sided value, appreciated by collectors.
سکه دارای ارزشی دو وجهی بود که مورد توجه کلکسیونرها بود.
we need a two-sided approach to solve this complex problem.
ما به یک رویکرد دو وجهی برای حل این مشکل پیچیده نیاز داریم.
the argument presented a two-sided view of the controversial issue.
استدلال، دیدگاهی دو وجهی از موضوع بحثبرانگیز ارائه کرد.
the laminated board was two-sided, with printing on each side.
صفحه لمینتشده دو وجهی بود و روی هر دو طرف آن چاپ شده بود.
the debate highlighted the two-sided nature of the political debate.
بحث، ماهیت دو وجهی بحث سیاسی را برجسته کرد.
the company offered a two-sided incentive program for employees.
شرکت یک برنامه تشویقی دو وجهی برای کارکنان ارائه کرد.
the report presented a two-sided analysis of the market trends.
گزارش، تجزیه و تحلیل دو وجهی از روند بازار ارائه کرد.
the game board was two-sided, offering different game variations.
صفحه بازی دو وجهی بود و تنوعهای مختلف بازی را ارائه میداد.
the contract included two-sided non-disclosure agreements.
قرارداد شامل توافقنامههای عدم افشا دو وجهی بود.
the questionnaire asked for two-sided feedback on the new product.
پرسشنامه درخواست بازخورد دو وجهی در مورد محصول جدید را داشت.
the paper explored the two-sided effects of social media on teenagers.
مقاله، اثرات دو وجهی رسانههای اجتماعی بر نوجوانان را بررسی کرد.
two-sided tape
چسب دوطرفه
two-sided coin
سکه دوطرفه
two-sided argument
استدلال دو وجهی
two-sided issue
مسئله دو وجهی
two-sided street
خیابان یکطرفه
two-sided view
دیدگاه دو وجهی
two-sided nature
طبیعت دو وجهی
two-sided effect
اثر دو وجهی
two-sided story
داستان دو وجهی
two-sidedness
دو وجهی بودن
the coin had two-sided value, appreciated by collectors.
سکه دارای ارزشی دو وجهی بود که مورد توجه کلکسیونرها بود.
we need a two-sided approach to solve this complex problem.
ما به یک رویکرد دو وجهی برای حل این مشکل پیچیده نیاز داریم.
the argument presented a two-sided view of the controversial issue.
استدلال، دیدگاهی دو وجهی از موضوع بحثبرانگیز ارائه کرد.
the laminated board was two-sided, with printing on each side.
صفحه لمینتشده دو وجهی بود و روی هر دو طرف آن چاپ شده بود.
the debate highlighted the two-sided nature of the political debate.
بحث، ماهیت دو وجهی بحث سیاسی را برجسته کرد.
the company offered a two-sided incentive program for employees.
شرکت یک برنامه تشویقی دو وجهی برای کارکنان ارائه کرد.
the report presented a two-sided analysis of the market trends.
گزارش، تجزیه و تحلیل دو وجهی از روند بازار ارائه کرد.
the game board was two-sided, offering different game variations.
صفحه بازی دو وجهی بود و تنوعهای مختلف بازی را ارائه میداد.
the contract included two-sided non-disclosure agreements.
قرارداد شامل توافقنامههای عدم افشا دو وجهی بود.
the questionnaire asked for two-sided feedback on the new product.
پرسشنامه درخواست بازخورد دو وجهی در مورد محصول جدید را داشت.
the paper explored the two-sided effects of social media on teenagers.
مقاله، اثرات دو وجهی رسانههای اجتماعی بر نوجوانان را بررسی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید