bilbies

[ایالات متحده]/ˈbɪlbi/
[بریتانیا]/ˈbɪlbi/

ترجمه

n. یک کیسه‌بستنی شب‌گرد و حفرکننده بومی استرالیا

عبارات و ترکیب‌ها

a bilby

یک بیلبای

the bilby

بیلبای

bilby burrows

گودال‌های بیلبای

watching bilbies

تماشای بیلبای‌ها

cute bilby

بیلبای دوست‌داشتنی

bilby eats

بیلبای می‌خورد

bilby hopping

پرش بیلبای

small bilby

بیلبای کوچک

find a bilby

یک بیلبای پیدا کن

bilby sleeps

بیلبای می‌خوابد

جملات نمونه

the bilby burrowed deep beneath the desert sand.

بیلبی عمیقاً در زیر شن‌های صحرا حفر کرد.

we spotted a bilby while hiking in the outback.

ما در حین پیاده‌روی در مناطق دورافتاده، یک بیلبی دیدیم.

bilbies are nocturnal marsupials native to australia.

بیلبی‌ها کیسه‌داران شب‌زی هستند که بومی استرالیا هستند.

conservation efforts are crucial for protecting bilby populations.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از جمعیت بیلبی‌ها بسیار مهم است.

the bilby's long ears help it detect predators.

گوش‌های بلند بیلبی به او کمک می‌کند تا شکارچیان را تشخیص دهد.

researchers are studying bilby behavior in the wild.

محققان در حال مطالعه رفتار بیلبی در طبیعت هستند.

a bilby's burrow provides shelter from the harsh sun.

کلبه بیلبی مکانی برای پناه گرفتن از آفتاب سوزان فراهم می‌کند.

the bilby uses its strong claws to dig for food.

بیلبی از پنجه‌های قوی خود برای کندن غذا استفاده می‌کند.

we learned about the endangered bilby at the zoo.

ما در باغ وحش در مورد بیلبی در معرض خطر به خطر آموزش دیدیم.

bilby scat is used to monitor their presence in an area.

مدفوع بیلبی برای نظارت بر حضور آنها در یک منطقه استفاده می‌شود.

the fluffy bilby scurried across the red dirt.

بیلبی پشمالو به سرعت از روی خاک قرمز عبور کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید