bilevel

[ایالات متحده]/ˈbaɪˌlɛvəl/
[بریتانیا]/ˈbaɪˌlevəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای دو سطح، معمولاً با یک طبقه همکف و یک سطح بالایی که با پله‌ها به آن دسترسی دارد
n. یک خانه یا ساختمان با دو سطح که به این شکل مرتب شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

bilevel decision making

تصمیم‌گیری دو سطحی

bilevel security system

سیستم امنیتی دو سطحی

bilevel optimization problem

مسئله بهینه‌سازی دو سطحی

bilevel game theory

نظریه بازی دو سطحی

bilevel hierarchical control

کنترل سلسله مراتبی دو سطحی

bilevel routing algorithm

الگوریتم مسیریابی دو سطحی

bilevel multi-agent system

سیستم چند عاملی دو سطحی

bilevel neural network

شبکه عصبی دو سطحی

bilevel knowledge representation

بازنمایی دانش دو سطحی

جملات نمونه

the bilevel marketing strategy proved effective.

استراتژی بازاریابی دو سطحی مؤثر بود.

they designed a bilevel parking system for the city.

آنها یک سیستم پارکینگ دو سطحی برای شهر طراحی کردند.

the bilevel approach helps in understanding complex data.

رویکرد دو سطحی به درک داده های پیچیده کمک می کند.

she prefers bilevel shelving for her books.

او ترجیح می دهد قفسه های دو سطحی برای کتاب هایش.

the bilevel structure of the report was well-organized.

ساختار دو سطحی گزارش به خوبی سازماندهی شده بود.

they implemented a bilevel security system in the building.

آنها یک سیستم امنیتی دو سطحی در ساختمان اجرا کردند.

the bilevel design of the house maximizes space.

طراحی دو سطحی خانه فضای بیشتری را بهینه می کند.

he explained the bilevel reasoning behind the decision.

او دلیل دو سطحی پشت تصمیم را توضیح داد.

our bilevel communication strategy improved team collaboration.

استراتژی ارتباطی دو سطحی ما همکاری تیمی را بهبود بخشید.

the bilevel pricing model attracted more customers.

مدل قیمت گذاری دو سطحی مشتریان بیشتری را جذب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید