bilingualisms

[ایالات متحده]/baɪˈlɪŋɡwəlˌɪzəm/
[بریتانیا]/baiˈlɪŋɡwəlˌɪzəmz/

ترجمه

n. حالت دو زبانه بودن یا استفاده از دو زبان

جملات نمونه

bilingualisms can enhance cognitive flexibility.

چندزبانی‌ها می‌توانند انعطاف‌پذیری شناختی را افزایش دهند.

many studies show the benefits of bilingualisms in children.

بسیاری از مطالعات نشان می‌دهند که چندزبانی در کودکان چه فوایدی دارد.

bilingualisms are increasingly common in multicultural societies.

چندزبانی به طور فزایندهه‌ای در جوامع چندفرهنگی رایج است.

teachers often encourage bilingualisms in their classrooms.

معلمان اغلب تشویق به چندزبانی در کلاس‌های خود می‌کنند.

the rise of bilingualisms has changed language education.

ظهور چندزبانی آموزش زبان را تغییر داده است.

employers value bilingualisms in the global job market.

کارفرمایان در بازار کار جهانی به چندزبانی ارزش می‌دهند.

bilingualisms can lead to better job opportunities.

چندزبانی می‌تواند منجر به فرصت‌های شغلی بهتر شود.

understanding bilingualisms is crucial for language learners.

درک چندزبانی برای زبان‌آموزان بسیار مهم است.

some regions promote bilingualisms as part of their culture.

برخی مناطق چندزبانی را بخشی از فرهنگ خود ترویج می‌کنند.

research on bilingualisms often focuses on linguistic advantages.

تحقیقات در مورد چندزبانی اغلب بر مزایای زبانی تمرکز می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید