billabong

[ایالات متحده]/ˈbɪl.əˌbɒŋ/
[بریتانیا]/bil-ə-bong/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک آبگیر یا لاگون، به ویژه در استرالیا، که از یک رودخانه یا دریاچه توسط یک بانک شنی یا مانع طبیعی دیگر جدا شده است؛ یک توده آب ساکن، اغلب در یک منطقه خشک.
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

a secluded billabong

یک آبگیر منزوی

explore the billabong

کاوش در آبگیر

جملات نمونه

the billabong was teeming with wildlife.

تالاب مملو از حیات وحش بود.

we spent the afternoon relaxing by the billabong.

ما بعد از ظهر را در کنار تالاب به استراحت گذراندیم.

the children played games near the billabong.

کودکان بازی‌هایشان را نزدیک تالاب انجام می‌دادند.

fishing in the billabong is a popular activity.

ماهیگیری در تالاب یک فعالیت محبوب است.

many birds flock to the billabong at sunset.

بسیاری از پرندگان هنگام غروب آفتاب به تالاب هجوم می‌آورند.

the billabong is a great spot for a picnic.

تالاب مکان مناسبی برای پیک‌نیک است.

we saw a crocodile lurking in the billabong.

ما یک تمساح را در حال کمین در تالاب دیدیم.

billabongs are important ecosystems in australia.

تالاب‌ها اکوسیستم‌های مهمی در استرالیا هستند.

she took beautiful photographs of the billabong.

او عکس‌های زیبایی از تالاب گرفت.

the billabong reflects the colors of the sky.

تالاب رنگ‌های آسمان را منعکس می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید