billeting

[ایالات متحده]/ˈbɪlɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɪlɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل فراهم کردن محل اقامت برای سربازان یا نیروها.

عبارات و ترکیب‌ها

billeting arrangements

چیدمان اسکان

temporary billeting

اسکان موقت

military billeting

اسکان نظامی

secure billeting facilities

امکانات اسکان امن

overseas billeting program

برنامه اسکان در خارج از کشور

billeting options available

گزینه‌های اسکان موجود

billeting and accommodation

اسکان و اقامت

standard billeting procedures

روش‌های استاندارد اسکان

جملات نمونه

billeting soldiers in local homes can be a controversial issue.

استقرار سربازان در خانه‌های محلی می‌تواند موضوعی بحث‌برانگیز باشد.

the government issued guidelines for billeting during the emergency.

دولت دستورالعمل‌هایی برای استقرار در زمان بحران منتشر کرد.

billeting arrangements were made to accommodate the visiting team.

برای پذیرایی از تیم بازدیدکننده، مقدمات استقرار انجام شد.

many towns have experience with billeting during wartime.

شهرها زیادی تجربه استقرار در زمان جنگ را دارند.

billeting can help strengthen community ties.

استقرار می‌تواند به تقویت روابط اجتماعی کمک کند.

he was responsible for the billeting of troops in the area.

او مسئولیت استقرار نیروها در این منطقه را بر عهده داشت.

they faced challenges in billeting due to limited housing options.

آنها به دلیل محدودیت گزینه‌های مسکونی با چالش‌هایی در استقرار مواجه شدند.

billeting is often necessary in times of crisis.

استقرار اغلب در زمان بحران ضروری است.

the billeting process requires careful planning and coordination.

فرآیند استقرار نیاز به برنامه‌ریزی و هماهنگی دقیق دارد.

community members volunteered for billeting during the disaster.

اعضای جامعه برای استقرار در طول فاجعه داوطلب شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید