boarding

[ایالات متحده]/'bɔːdɪŋ/
[بریتانیا]/'bɔrdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تخته‌های چوبی; ارائه غذا و اقامت; سوار شدن بر کشتی
adj. ارائه غذا و اقامت
v. پوشاندن با تخته‌های چوبی; هزینه گرفتن برای ارائه غذا و اقامت

عبارات و ترکیب‌ها

boarding pass

کارت سوار شدن

boarding gate

دروازه سوار شدن

boarding time

زمان سوار شدن

boarding announcement

اعلام سوار شدن

boarding process

فرآیند سوار شدن

boarding school

مدارس شبانه روزی

boarding house

خانه‌ی مسافر

boarding card

کارت سوار شدن

boarding check

کنترل سوار شدن

جملات نمونه

a high-class boarding school.

یک مدرسه شبانه با کلاس بالا

I am boarding at a friend's house.

من در خانه یک دوست مهمان هستم.

There is a small boarding school in the little town.

یک مدرسه شبانه کوچک در شهر کوچک وجود دارد.

It was an eminently respectable boarding school.

این یک مدرسه شبانه بسیار معتبر بود.

she was educated at a boarding school.

او در یک مدرسه شبانه تحصیل کرد.

the oak boarding was rebated in.

ورقه‌های چوبی بلوط در فرورفتگی نصب شدند.

the pine boarding should be sealed with polyurethane.

ورقه‌های چوبی کاج باید با پلی اورتان مهر و موم شوند.

a boarding house that catered for theatricals.

خانه‌ای که برای هنرمندان تئاتر خدمات ارائه می‌داد.

The brothers were boarding with a friend during the vacation.

برادران در تعطیلات با یک دوست مهمان بودند.

Our flight is boarding at gate number 12.

پرواز ما در دروازه شماره 12 سوار می‌شود.

He was placed in a boarding school.

او در یک مدرسه شبانه ثبت نام کرد.

We were sent to boarding school at a tender age.

ما در سن بسیار کم به مدرسه شبانه فرستاده شدیم.

waited until the last second before boarding the train.

تا آخرین لحظه قبل از سوار شدن به قطار صبر کردیم.

ran away from the lion; sent the children away to boarding school.

از شیر فرار کردیم؛ بچه‌ها را به مدرسه شبانه فرستادیم.

Please come to SMP Skatepark administrative office to purchase the boarding card.

لطفاً برای خرید کارت ورود به دفتر اداری پارک اسکیت SMP مراجعه کنید.

Teachers at a boarding school are acting much more in loco parentis than at a day school.

معلمان در یک مدرسه شبانه بیشتر از یک مدرسه روزانه نقش والدین را ایفا می‌کنند.

Await in those days, beijing is here the first clothbound builds the export boarding house that sell.

صبر کنید در آن روزها، پکن اولین خانه boarding صادرکننده را می‌سازد که می‌فروشد.

At first glance, life at the boarding school seemed to belie all the bad things I had heard about it.

در نگاه اول، زندگی در مدرسه شبانه روزی به نظر می‌رسید که همه چیزهای بد شنیده شده در مورد آن را نادیده می‌گیرد.

A larger version of the longship, able to carry more men as well as grappling hooks for boarding actions.

یک نسخه بزرگتر از کشتی بلند، قادر به حمل سربازان بیشتر و همچنین قلاب‌های صعود برای عملیات سوار شدن.

For gundog, obedience, behavioural problems, dog training and holiday boarding, visit Steve Moran in Cheshire bringing dogs of any breed for ...

برای سگ‌های نشان، اطاعت، مشکلات رفتاری، آموزش سگ و نگهداری تعطیلات، از استیو مورن در چشایر دیدن کنید که سگ‌هایی از هر نژادی را می‌آورد...

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید