billetor

[ایالات متحده]/bɪˈlɛtər/
[بریتانیا]/biˈlɛtər/

ترجمه

n. شخصی که محل اقامت برای سربازان (یا دانشجویان، پناهندگان و غیره) فراهم می‌کند.
شکل‌های واژه
جمعbilletors

عبارات و ترکیب‌ها

billetor of opinions

گردآورنده نظرات

billetor for ideas

گردآورنده ایده‌ها

empty billetor box

جعبه خالی بلیتر

fill the billetor

بلیتر را پر کنید

review billetor submissions

ارزیابی ارسال‌های بلیتر

جملات نمونه

the billetor must ensure the tickets are valid.

بلیت‌فروش باید اطمینان حاصل کند که بلیط‌ها معتبر هستند.

please contact the billetor for any ticket issues.

لطفاً در صورت داشتن هرگونه مشکل بلیت با بلیت‌فروش تماس بگیرید.

the billetor provided excellent customer service.

بلیت‌فروش خدمات مشتری عالی ارائه داد.

as a billetor, you need to manage the inventory carefully.

به عنوان یک بلیت‌فروش، شما باید موجودی را با دقت مدیریت کنید.

the billetor is responsible for distributing tickets.

بلیت‌فروش مسئول توزیع بلیط‌ها است.

all requests should be directed to the billetor.

تمام درخواست‌ها باید به بلیت‌فروش ارسال شود.

the billetor confirmed the event details.

بلیت‌فروش جزئیات رویداد را تأیید کرد.

it is important for the billetor to keep accurate records.

برای بلیت‌فروش مهم است که سوابق دقیقی را نگه دارد.

the billetor announced the ticket sales start date.

بلیت‌فروش تاریخ شروع فروش بلیط را اعلام کرد.

many customers rely on the billetor for information.

بسیاری از مشتریان برای کسب اطلاعات به بلیت‌فروش اعتماد دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید