billing

[ایالات متحده]/'bɪlɪŋ/
[بریتانیا]/'bɪlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فهرست هنرمندان (در یک برنامه یا درب تئاتر)، ترتیب هنرمندان (در یک برنامه)

عبارات و ترکیب‌ها

billing address

آدرس صورت‌حساب

billing statement

صورت‌حساب

billing cycle

چرخه صورتحساب

billing information

اطلاعات صورت‌حساب

billing system

سیستم صورت‌حساب

top billing

برتری در صورت‌حساب

جملات نمونه

billing is by the minute.

هزینه بر اساس دقیقه محاسبه می‌شود.

we shall be billing them for the damage caused.

ما هزینه خسارت وارد شده را از آنها دریافت خواهیم کرد.

they can justify their billing as Premier League favourites.

آنها می توانند توجیه کنند که چرا آنها مدعیان لیگ برتر هستند.

he shared top billing with his wife.

او به همراه همسرش، بالاترین جایگاه را به اشتراک گذاشت.

The product needed better billing to outsell its competition.

محصول برای پیشی گرفتن از رقبا به بازاریابی بهتری نیاز داشت.

And as a great statistician and predictor and foreteller, or prophet, more literarily, I can picture a future that will be doomed to me in a billing cycle of my credit card.

و به عنوان یک آمارشناس، پیش‌بینی‌کننده و پیشگوی بزرگ، یا به عبارت دیگر، من می‌توانم آینده‌ای را تصور کنم که در یک چرخه صورتحساب کارت اعتباری من برای من رقم خواهد خورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید