biodiversities

[ایالات متحده]/baɪaɪˈdɜːrvəˌsɪtiːz/
[بریتانیا]/baɪoʊdaɪˈvɝːsətiz/

ترجمه

n. تنوع زندگی در جهان یا در یک زیستگاه خاص، شامل گیاهان، حیوانات و میکروارگانیسم‌های مختلف.

جملات نمونه

many countries are working to protect their biodiversities.

بسیاری از کشورها برای محافظت از تنوع زیستی خود تلاش می‌کنند.

biodiversities play a crucial role in maintaining ecological balance.

تنوع زیستی نقش مهمی در حفظ تعادل اکولوژیکی ایفا می‌کند.

climate change poses a significant threat to global biodiversities.

تغییرات آب و هوایی یک تهدید جدی برای تنوع زیستی جهانی محسوب می‌شود.

conservation efforts are essential for preserving biodiversities.

تلاش‌های حفاظتی برای حفظ تنوع زیستی ضروری هستند.

many scientists study the impact of pollution on biodiversities.

بسیاری از دانشمندان اثرات آلودگی بر تنوع زیستی را مطالعه می‌کنند.

healthy ecosystems rely on rich biodiversities.

زیستگاه‌های سالم به تنوع زیستی غنی متکی هستند.

restoring habitats can help improve local biodiversities.

بازسازی زیستگاه‌ها می‌تواند به بهبود تنوع زیستی محلی کمک کند.

education about biodiversities is vital for future generations.

آموزش در مورد تنوع زیستی برای نسل‌های آینده حیاتی است.

invasive species can disrupt native biodiversities.

گونه‌های مهاجم می‌توانند تنوع زیستی بومی را مختل کنند.

governments should implement policies to protect biodiversities.

دولت‌ها باید سیاست‌هایی را برای محافظت از تنوع زیستی اجرا کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید