biophilic

[ایالات متحده]/baɪˈoʊfɪlɪk/
[بریتانیا]/ˌbaɪoʊˈfɪlɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. طبیعت‌دوست و عاشق موجودات زنده بودن.

عبارات و ترکیب‌ها

biophilic design

طراحی بیوفیلی

biophilic building

ساختمان‌های با طراحی طبیعت‌محور

biophilic interior

فضای داخلی طبیعت‌محور

biophilic principles

اصول طراحی طبیعت‌محور

biophilic landscaping

محوطه سازی بیوفیلی

biophilic office

فضای اداری طبیعت‌محور

biophilic architecture

معماری بیوفیلی

biophilic products

محصولات طبیعت‌محور

biophilic elements

عناصر طبیعت‌محور

جملات نمونه

biophilic design enhances our connection to nature.

طراحی بیوفیلیک ارتباط ما را با طبیعت تقویت می‌کند.

many architects embrace biophilic principles in their work.

بسیاری از معماران اصول بیوفیلیک را در کار خود به کار می‌گیرند.

biophilic elements can improve mental well-being.

عناصر بیوفیلیک می‌توانند سلامت روان را بهبود بخشند.

creating a biophilic environment can boost productivity.

ایجاد یک محیط بیوفیلیک می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد.

biophilic architecture often incorporates natural light.

معماری بیوفیلیک اغلب نور طبیعی را در خود جای می‌دهد.

schools are adopting biophilic strategies for better learning.

مدارس در حال اتخاذ راهبردهای بیوفیلیک برای یادگیری بهتر هستند.

biophilic design can reduce stress levels in urban areas.

طراحی بیوفیلیک می‌تواند سطح استرس را در مناطق شهری کاهش دهد.

integrating biophilic features is essential for sustainable living.

ادغام ویژگی‌های بیوفیلیک برای زندگی پایدار ضروری است.

biophilic concepts are gaining popularity in modern homes.

مفاهیم بیوفیلیک در حال محبوب شدن در خانه‌های مدرن هستند.

people are drawn to biophilic spaces for relaxation.

افراد برای آرامش به فضاهای بیوفیلیک جذب می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید