biosystem

[ایالات متحده]/baɪˈoʊˌsɪstəm/
[بریتانیا]/baɪˈoʊˌsɪstəm/

ترجمه

n. یک سیستم بیولوژیکی یا سازمانی از موجودات زنده و محیط آن‌ها.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

biosystem engineering

مهندسی زیوسانس‌ها

study of biosystems

مطالعه زیوسانس‌ها

biosystem modeling

مدل‌سازی زیوسانس‌ها

complex biosystems

زیوسانس‌های پیچیده

understanding biosystems

درک زیوسانس‌ها

biosystem interactions

تعاملات زیوسانس‌ها

manipulating biosystems

دستکاری زیوسانس‌ها

biosystem analysis

تجزیه و تحلیل زیوسانس‌ها

artificial biosystems

زیوسانس‌های مصنوعی

sustainable biosystems

زیوسانس‌های پایدار

جملات نمونه

the biosystem of the rainforest is incredibly diverse.

زیست‌بوم جنگل بارانی به طرز باورنکردنی‌ای متنوع است.

understanding the biosystem is crucial for conservation efforts.

درک زیست‌بوم برای تلاش‌های حفاظتی بسیار مهم است.

scientists study the biosystem to learn about ecosystem dynamics.

دانشمندان زیست‌بوم را برای کسب اطلاعات در مورد پویایی اکوسیستم مطالعه می‌کنند.

the biosystem can be affected by climate change.

زیست‌بوم می‌تواند تحت تأثیر تغییرات آب و هوایی قرار گیرد.

each species plays a role in the biosystem's balance.

هر گونه نقش مهمی در تعادل زیست‌بوم ایفا می‌کند.

the health of the biosystem is vital for human survival.

سلامتی زیست‌بوم برای بقای انسان حیاتی است.

pollution can disrupt the biosystem significantly.

آلودگی می‌تواند به طور قابل توجهی زیست‌بوم را مختل کند.

restoring the biosystem requires a collaborative approach.

بازسازی زیست‌بوم نیازمند یک رویکرد مشارکتی است.

many researchers focus on the biosystem's resilience.

بسیاری از محققان بر تاب‌آوری زیست‌بوم تمرکز می‌کنند.

education about the biosystem is essential for future generations.

آموزش در مورد زیست‌بوم برای نسل‌های آینده ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید