birdied

[ایالات متحده]/ˈbɜːr.dɪd/
[بریتانیا]/ˈbɝː.did/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و قسمت گذشته birdie

عبارات و ترکیب‌ها

birdied the putt

گل زد

جملات نمونه

he birdied the last hole to win the tournament.

او در آخرین حفره گام زد تا مسابقه را ببرد.

she birdied three holes in a row during her round.

او در طول دور خود، سه حفره را گام زد.

the golfer birdied the 18th hole with a stunning putt.

بازیکن گلف با یک ضربه شگفت انگیز، حفره ۱۸ را گام زد.

after he birdied the fourth hole, his confidence grew.

بعد از اینکه او حفره چهارم را گام زد، اعتماد به نفس او بیشتر شد.

they celebrated when she birdied the par-three hole.

وقتی او حفره پار-سه را گام زد، آنها جشن گرفتند.

birdied holes can significantly improve your score.

گام زدن در حفره ها می تواند به طور قابل توجهی امتیاز شما را بهبود بخشد.

he felt great after he birdied the tough par four.

بعد از اینکه او حفره پار چهارم را گام زد، احساس خوبی کرد.

she was thrilled to have birdied her first hole.

او از اینکه اولین حفره خود را گام زده بود هیجان زده بود.

the crowd cheered as he birdied the final hole.

توده مردم تشویق کردند وقتی او حفره نهایی را گام زد.

birdied shots are often the highlight of a golfer's game.

ضربه های گام زده اغلب برجسته ترین بخش بازی یک گلف باز هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید