birding

[ایالات متحده]/ˈbɜːrdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈbɝːdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فعالیت مشاهده پرندگان در زیستگاه طبیعی آنها.

عبارات و ترکیب‌ها

go birding

رفتن به پرنده نگری

birding trip

سفر پرنده نگری

birding guide

راهنمای پرنده نگری

binoculars for birding

دوربین دوچشمی برای پرنده نگری

local birding hotspots

نقاط داغ محلی پرنده نگری

birding checklist

لیست بررسی پرنده نگری

جملات نمونه

birding is a relaxing hobby for many nature lovers.

پرنده‌نگری سرگرمی آرامش‌بخشی برای بسیاری از دوستداران طبیعت است.

she spent the weekend birding in the national park.

او آخر هفته را پرنده‌نگری در پارک ملی گذراند.

birding requires patience and a good pair of binoculars.

پرنده‌نگری صبر و یک جفت دوربین دوچشمی خوب را می‌طلبد.

he joined a local birding club to meet other enthusiasts.

او برای ملاقات با سایر علاقه مندان به یک باشگاه پرنده‌نگری محلی پیوست.

birding can be done in your backyard or at a nature reserve.

می‌توانید پرنده‌نگری را در حیاط پشتی خود یا در یک منطقه حفاظت‌شده انجام دهید.

many people enjoy birding as a way to connect with nature.

بسیاری از مردم از پرنده‌نگری به عنوان راهی برای ارتباط با طبیعت لذت می‌برند.

she took a birding trip to the amazon rainforest last summer.

او تابستان گذشته یک سفر پرنده‌نگری به جنگل بارانی آمازون داشت.

birding helps improve your observation skills and appreciation for wildlife.

پرنده‌نگری به بهبود مهارت‌های مشاهده و قدردانی شما از حیات وحش کمک می‌کند.

he documented his birding experiences in a nature journal.

او تجربیات پرنده‌نگری خود را در یک دفترچه یادداشت طبیعت ثبت کرد.

birding can be a family activity that everyone can enjoy.

پرنده‌نگری می‌تواند یک فعالیت خانوادگی باشد که همه می‌توانند از آن لذت ببرند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید