birdlimed

[ایالات متحده]/ˈbɜːrdlaɪmd/
[بریتانیا]/ˈbərdˌlaɪmd/

ترجمه

vبه چسبنده پرنده زدن؛ با چسبنده پرنده به دام انداختن.
nچسبنده پرنده؛ دام ساخته شده از چسبنده پرنده.

عبارات و ترکیب‌ها

a birdlimed victory

یک پیروزی با سبک بردلی

جملات نمونه

the birdlimed branches were a testament to the birds' frequent visits.

شاخه های آغشته به فضله پرندگان گوازی بر بازدیدهای مکرر آنها بود.

he carefully removed the birdlimed feathers from the trap.

او با دقت پرهای آغشته به فضله پرندگان را از تله جدا کرد.

the birdlimed surface made it difficult for the bird to take flight.

سطح آغشته به فضله پرندگان باعث شد پرواز برای پرنده دشوار باشد.

after the storm, the birdlimed trees were a common sight.

بعد از طوفان، درختان آغشته به فضله پرندگان منظره رایجی بودند.

she found the birdlimed area to be a perfect spot for birdwatching.

او منطقه آغشته به فضله پرندگان را مکان مناسبی برای تماشای پرندگان یافت.

the birdlimed net was a sign of a successful catch.

تور آغشته به فضله پرندگان نشانه یک صید موفقیت آمیز بود.

birdlimed traps can be harmful to the local wildlife.

تله های آغشته به فضله پرندگان می توانند برای حیات وحش محلی مضر باشند.

they noticed the birdlimed rocks along the shoreline.

آنها سنگ های آغشته به فضله پرندگان را در امتداد خط ساحلی متوجه شدند.

birdlimed trees attracted more birds to the garden.

درختان آغشته به فضله پرندگان، پرندگان بیشتری را به باغ جذب کردند.

the artist used a birdlimed technique to create her masterpiece.

هنرمند از یک تکنیک آغشته به فضله پرندگان برای خلق شاهکار خود استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید