birdman

[ایالات متحده]/bɜːdˈmæn/
[بریتانیا]/bərdˈmæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که پرندگان را می‌گیرد؛ یک پرنده‌شناس؛ یک خلبان یا هوانورد
Word Forms
جمعbirdmen

عبارات و ترکیب‌ها

birdman of alcatraz

مرغ‌شاهی آلکاتراز

a real birdman

یک مرغ‌شاهی واقعی

birdman extraordinaire

مرغ‌شاهی برجسته

the birdman cometh

مرغ‌شاهی می‌آید

become a birdman

به یک مرغ‌شاهی تبدیل شوید

birdman's paradise

بهشت مرغ‌شاهی

the birdman theory

نظریه مرغ‌شاهی

جملات نمونه

the birdman flew high above the trees.

مرد پرنده با ارتفاع زیاد بالای درختان پرواز کرد.

many believe the birdman can communicate with birds.

بسیاری معتقدند که مرد پرنده می‌تواند با پرندگان ارتباط برقرار کند.

the birdman wore a costume made of feathers.

مرد پرنده لباسی پوشیده بود که از پرها ساخته شده بود.

children were fascinated by the birdman's tricks.

کودکان از شعبده‌های مرد پرنده شگفت‌زده بودند.

the birdman performed at the local festival.

مرد پرنده در جشنواره محلی اجرا کرد.

everyone wanted to take a picture with the birdman.

همه می‌خواستند با مرد پرنده عکس بگیرند.

the birdman taught us about different bird species.

مرد پرنده درباره گونه‌های مختلف پرندگان به ما آموزش داد.

in the story, the birdman had magical powers.

در داستان، مرد پرنده قدرت‌های جادویی داشت.

the birdman inspired many artists with his performances.

اجراهای مرد پرنده الهام‌بخش بسیاری از هنرمندان بود.

as a birdman, he dedicated his life to bird conservation.

به عنوان یک مرد پرنده، او زندگی خود را وقف حفاظت از پرندگان کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید