groundling

[ایالات متحده]/ˈɡraʊndlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɡraʊndlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاه کم‌ارزش یا رایجی که نزدیک به زمین رشد می‌کند؛ یک عضو تماشاگر غیرپیشرفته یا بی‌تجربه

عبارات و ترکیب‌ها

groundling humor

خوش‌مزه‌گویی تماشاچیان

groundling audience

تماشاچیان

groundling character

شخصیت تماشاچی

groundling play

نمایش تماشاچیان

groundling perspective

دیدگاه تماشاچی

groundling reaction

واکنش تماشاچی

groundling culture

فرهنگ تماشاچیان

groundling style

سبک تماشاچی

groundling experience

تجربه تماشاچی

groundling tradition

آداب و رسوم تماشاچیان

جملات نمونه

the groundling cheered loudly during the performance.

تماشاگران در طول اجرا با صدای بلند تشویق کردند.

as a groundling, you often get the best view of the stage.

به عنوان یک تماشاگر، اغلب بهترین دید را از صحنه دارید.

the groundling's enthusiasm was contagious.

اشتیاق تماشاگران مسری بود.

many groundlings prefer to stand rather than sit.

بسیاری از تماشاگران ترجیح می‌دهند ایستاده باشند تا بنشینند.

groundlings often interact with the actors during the show.

تماشاگران اغلب در طول نمایش با بازیگران تعامل دارند.

the groundling experience at the theater is unique.

تجربه تماشاگران در تئاتر منحصر به فرد است.

being a groundling gives you a different perspective on the play.

تماشاگر بودن دیدگاه متفاوتی نسبت به نمایش به شما می‌دهد.

groundlings often bring their own snacks to enjoy during the show.

تماشاگران اغلب تنقلات خود را برای لذت بردن در طول نمایش می‌آورند.

the groundling section was packed with eager fans.

بخش تماشاگران مملو از طرفداران مشتاق بود.

groundlings are known for their lively participation.

تماشاگران به دلیل مشارکت فعال خود شناخته می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید