birr

[ایالات متحده]/bɪər/
[بریتانیا]/bɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. واحد پولی در اتیوپی.
Word Forms
شکل سوم شخص مفردbirrs
جمعbirrs
صفت یا فعل حال استمراریbirring
زمان گذشتهbirred
قسمت سوم فعلbirred

عبارات و ترکیب‌ها

birr coin

سکه بیر

birr exchange rate

نرخ ارز بیر

birr note

برگس بیری

ethiopian birr

بیر اتیوپیایی

paying in birr

پرداخت به بیر

birr value

ارزش بیر

birr currency

ارز بیر

converting to birr

تبدیل به بیر

ethiopian birr symbol

نماد بیر اتیوپیایی

جملات نمونه

the price of the book is fifty birr.

قیمت کتاب پنجاه بیر است.

i exchanged my dollars for birr at the bank.

من دلار خود را در بانک با بیر معاوضه کردم.

he saved up two hundred birr for the trip.

او برای سفر دویست بیر پس انداز کرد.

the restaurant bill came to three hundred birr.

صورتحساب رستوران به سیصد بیر رسید.

she donated fifty birr to the charity.

او پنجاه بیر به خیریه اهدا کرد.

they are selling the tickets for one hundred birr each.

آنها بلیط ها را به قیمت هر کدام صد بیر می فروشند.

the cost of living has increased by twenty birr this month.

هزینه زندگی این ماه بیست بیر افزایش یافته است.

he won a prize of five hundred birr in the lottery.

او در قرعه کشی جایزه ای به ارزش پانصد بیر برد.

my friend lent me one hundred birr for lunch.

دوست من برای ناهار صد بیر به من قرض داد.

she spent all her birr on new clothes.

او تمام بیرهای خود را برای لباس های جدید خرج کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید