birred

[ایالات متحده]/bɪrd/
[بریتانیا]/bərd/

ترجمه

n. واحد پولی در اتیوپی و اریتره؛ حیات؛ تکانه؛ صدای وز وز؛ (Birr) نام یک شخص؛ (Fr, Ger) صورتحساب؛ (Eng) Burrell.
v. باعث شدن که صدای وز وز کند.
vi. صدای وز وز کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

birred out

بیرد شده بیرون

birred and confused

بیرد و سردرگم

birred up

بیرد شده بالا

birred eyes

چشم‌های بیرد

birred response

پاسخ بیرد

birred and eager

بیرد و مشتاق

جملات نمونه

she birred the puppy back to life with her love.

او توله سگ را با عشقش دوباره زنده کرد.

they birred their friendship after a long time apart.

آنها پس از جدایی طولانی، دوستی خود را دوباره زنده کردند.

he birred his passion for painting through practice.

او اشتیاق خود را به نقاشی از طریق تمرین دوباره زنده کرد.

the community birred hope during tough times.

جامعه امید را در زمان‌های سخت دوباره زنده کرد.

she birred excitement for the upcoming event.

او هیجان خود را برای رویداد آینده دوباره زنده کرد.

they birred their dreams of traveling the world.

آنها رویای سفر در سراسر جهان خود را دوباره زنده کردند.

he birred his career by taking new challenges.

او با پذیرش چالش‌های جدید، شغل خود را دوباره زنده کرد.

she birred her skills through online courses.

او مهارت های خود را از طریق دوره های آنلاین دوباره زنده کرد.

the team birred their spirits after the win.

تیم روحیه خود را پس از پیروزی دوباره زنده کرد.

he birred a sense of purpose in his life.

او یک هدف در زندگی خود دوباره زنده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید