fully fledged
تمام عیار
newly fledged
تازهوارد
a newly fledged Detective Inspector.
یک بازرس کارآگاهی تازهکار
David had become a fully-fledged pilot.
دیوید به یک خلبان تمامعیار تبدیل شده بود.
young bird not yet fledged.
پرنده جوان که هنوز از لانه بیرون نیامده است.
The book was a full-fledged study of American history.
کتاب یک مطالعه کامل از تاریخ آمریکا بود.
Rationalisation was badly needed.There was growing pressure to convert Airbus into a fully-fledged private company.
نیاز به سادهسازی به شدت مورد نیاز بود. فشار برای تبدیل ایرباس به یک شرکت خصوصی تمامعیار در حال افزایش بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید