lobster bisque
سوپ خرچنگ
She ordered a bowl of lobster bisque for lunch.
او یک کاسه سوپ خرچنگ و لبو برای ناهار سفارش داد.
The chef prepared a delicious crab bisque for the special menu.
سرآشپز یک سوپ خرچنگ خوشمزه برای منوی ویژه آماده کرد.
I prefer tomato bisque over clam chowder.
من ترجیح می دهم سوپ گوجه فرنگی را به سوپ صدف بگذارم.
The creamy bisque was garnished with fresh herbs.
سوپ خامهای با سبزیجات تازه تزئین شده بود.
They served a bisque as the appetizer for the dinner party.
آنها سوپ را به عنوان پیش غذا برای مهمانی شام سرو کردند.
The bisque had a rich and velvety texture.
سوپ بافتی غنی و مخملی داشت.
He learned how to make lobster bisque from his grandmother.
او یاد گرفت که چگونه سوپ خرچنگ و لبو را از مادربزرگش درست کند.
The seafood bisque was a hit at the restaurant.
سوپ غذاهای دریایی در رستوران بسیار محبوب بود.
I always crave a warm bowl of bisque on a cold winter day.
من همیشه در یک روز سرد زمستانی، یک کاسه سوپ گرم میل می کنم.
The bisque was seasoned perfectly with a hint of sherry.
سوپ به طور کامل با کمی شرری مزهدار شده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید