bitterroot

[ایالات متحده]/ˈbɪtəruːt/
[بریتانیا]/ˈbɪtərˌruːt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گیاهی با ریشه‌های تلخ‌مزه، که به عنوان Lewisia rediviva نیز شناخته می‌شود؛ نوعی پُرسلین
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bitterroot plant

گیاه بیترروت

bitterroot tea

چای بیترروت

bitterroot medicine

داروی بیترروت

bitterroot flower

گل بیترروت

bitterroot valley

دره بیترروت

bitterroot range

منطقه بیترروت

bitterroot species

گونه‌های بیترروت

bitterroot habitat

زیستگاه بیترروت

bitterroot conservation

حفظ بیترروت

جملات نمونه

the bitterroot plant is known for its beautiful flowers.

گیاه بیترروت به خاطر گل‌های زیبایش شناخته شده است.

many native tribes use bitterroot for medicinal purposes.

بسیاری از قبایل بومی از بیترروت برای اهداف دارویی استفاده می‌کنند.

bitterroot can thrive in harsh environments.

بیترروت می‌تواند در محیط‌های سخت رشد کند.

the bitterroot's roots are edible and nutritious.

ریشه‌های بیترروت قابل خوردن و مغذی هستند.

during spring, the bitterroot blooms in the mountains.

در طول بهار، بیترروت در کوه‌ها شکوفا می‌شود.

people often collect bitterroot during their hikes.

افراد اغلب بیترروت را در طول پیاده‌روی خود جمع‌آوری می‌کنند.

the bitterroot is a symbol of resilience in nature.

بیترروت نمادی از مقاومت در طبیعت است.

research shows that bitterroot has various health benefits.

تحقیقات نشان می‌دهد که بیترروت فواید مختلفی برای سلامتی دارد.

in some cultures, bitterroot is used in traditional dishes.

در برخی فرهنگ‌ها، از بیترروت در غذاهای سنتی استفاده می‌شود.

conservation efforts are being made to protect bitterroot habitats.

تلاش‌های حفاظتی برای محافظت از زیستگاه‌های بیترروت در حال انجام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید