bitters

[ایالات متحده]/ˈbɪtərz/
[بریتانیا]/ˈbɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دارویی یا ترکیبی با طعم تلخ که معمولاً برای کمک به هضم یا به عنوان یک تونیک استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

bitters and soda

بیسوا و سودا

herbal bitters

بیسواهای گیاهی

aromatic bitters

بیسواهای معطر

cocktail bitters

بیسواهای کوکتل

angostura bitters

بیتراس آنگستورا

جملات نمونه

she enjoys the bitters in her cocktail.

او از تلخی ها در کوکتل خود لذت می برد.

bitters can enhance the flavor of many dishes.

تلخی ها می توانند طعم بسیاری از غذاها را افزایش دهند.

he added a few drops of bitters to the drink.

او چند قطره تلخی به نوشیدنی اضافه کرد.

bitters are often used in mixology.

تلخی ها اغلب در میکسولوژی استفاده می شوند.

she prefers her coffee with a hint of bitters.

او ترجیح می دهد قهوه خود را با کمی تلخی بخورد.

bitters can balance out sweetness in desserts.

تلخی ها می توانند شیرینی را در دسرها متعادل کنند.

many people enjoy the complexity that bitters bring.

بسیاری از مردم از پیچیدگی که تلخی ها به ارمغان می آورند لذت می برند.

he experimented with different types of bitters.

او با انواع مختلف تلخی ها آزمایش کرد.

bitters are a key ingredient in many classic cocktails.

تلخی ها یک ماده اصلی در بسیاری از کوکتل های کلاسیک هستند.

she learned how to make her own bitters at home.

او یاد گرفت که چگونه تلخی خود را در خانه درست کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید