bituminizes

[ایالات متحده]/bɪˈtʃuːmɪnaɪz/
[بریتانیا]/ˌbɪtəˈmaɪnaɪz/

ترجمه

v. با قیر درمان کردن؛ قیرگون کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

bituminize the road

آسفالت کردن جاده

bituminize a surface

آسفالت کردن یک سطح

bituminize the driveway

آسفالت کردن ورودی

bituminize parking lots

آسفالت کردن پارکینگ‌ها

bituminized asphalt

آسفالت قیراندود

bituminize for durability

آسفالت کردن برای دوام

جملات نمونه

the engineers decided to bituminize the road to improve its durability.

مهندسان تصمیم گرفتند جاده را آسفالت کنند تا دوام آن را بهبود بخشند.

bituminizing the surface can help reduce water damage.

آسفالت کردن سطح می تواند به کاهش آسیب آب کمک کند.

they plan to bituminize the new parking lot next month.

آنها قصد دارند ماه آینده پارکینگ جدید را آسفالت کنند.

bituminizing the pathway made it safer for pedestrians.

آسفالت کردن مسیر آن را برای عابران پیاده ایمن تر کرد.

the city council voted to bituminize several major roads.

شورای شهر به آسفالت کردن چندین جاده اصلی رای داد.

after the heavy rains, they needed to bituminize the damaged areas.

پس از باران های شدید، آنها نیاز به آسفالت کردن مناطق آسیب دیده داشتند.

bituminizing can extend the life of asphalt surfaces significantly.

آسفالت کردن می تواند به طور قابل توجهی عمر سطوح آسفالتی را افزایش دهد.

before winter, they will bituminize the roads to prevent ice formation.

قبل از زمستان، آنها جاده ها را برای جلوگیری از تشکیل یخ آسفالت خواهند کرد.

she learned how to bituminize the driveway during her construction class.

او یاد گرفت که چگونه در کلاس ساخت و ساز خود، ورودی منزل را آسفالت کند.

bituminizing the playground surface made it more enjoyable for children.

آسفالت کردن سطح زمین بازی آن را برای کودکان لذت بخش تر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید