pave

[ایالات متحده]/peɪv/
[بریتانیا]/peɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. قرار دادن; ترتیب دادن; به منظور قرار دادن.
Word Forms
زمان گذشتهpaved
شکل سوم شخص مفردpaves
صفت یا فعل حال استمراریpaving
قسمت سوم فعلpaved
جمعpaves

عبارات و ترکیب‌ها

pave the way

باز کردن مسیر

paved road

جاده آسفالت شده

pave with bricks

با آجر پوشاندن

pavement repair

تعمیرات پیاده‌رو

جملات نمونه

These bircks are to pave the courtyard.

این آجرها برای سنگفرش حیاط هستند.

the yard at the front was paved with flagstones.

حیاط جلوی خانه با سنگفرش سنگفرش شده بود.

The change of name will now pave the way for the demerger.

تغییر نام اکنون راه را برای تفکیک هموار می کند.

The street is paved with asphalt.

خیابان با آسفالت سنگفرش شده است.

the streets of the big city are not paved with gold .

خیابان های شهر بزرگ با طلا سنگفرش نشده اند.

the proposals will pave the way for a speedy resolution to the problem.

پیشنهادها راه را برای حل سریع مشکل هموار می کند.

experiments that paved the way for future research.

آزمایش هایی که راه را برای تحقیقات آینده هموار کرد.

The mushroom development of technology will pave the way for improving our economy.

رشد قارچ مانند فناوری راه را برای بهبود اقتصاد ما هموار می کند.

I do hope the treaty will pave the way to peace in the Middle East.

امیدوارم پیمان راه را برای صلح در خاورمیانه هموار کند.

The town council decided to pave the square before the Hall.

شورای شهر تصمیم گرفت قبل از تالار، میدان را سنگفرش کند.

They're trying to blast away the hill to pave the way for the new highway.

آنها سعی می کنند کوه را منفجر کنند تا راه را برای بزرگراه جدید هموار کنند.

The wide paved road degenerated into a narrow bumpy track.

جاده‌ی سنگفرش عریض به یک مسیر باریک و ناهموار تبدیل شد.

The dining-room opens onto a paved terrace.

اتاق غذاخوری به یک ایوان سنگفرش شده باز می شود.

a large paved double courtyard which was level, despite the steep gradient of the hill.

یک حیاط دوتایی بزرگ سنگفرش شده که با وجود شیب تند تپه، هموار بود.

Babbage’s early work on calculating machines in the nineteenth century paved the way for the development of computers.

کارهای اولیه باباج در زمینه ماشین‌های محاسبه‌گر در قرن نوزدهم راه را برای توسعه رایانه‌ها هموار کرد.

More and more people are moving to the big cities, where they believe the streets are paved with gold.

هر روز بیشتر و بیشتر مردم به شهرهای بزرگ نقل مکان می کنند، جایی که معتقدند خیابان ها با طلا سنگفرش شده اند.

Actually it has more meaning than we thought, elephants pave way into the area, they step on the plants, new plants will grow again, gaur or banteng {Bos Javanicus} will follow the way to eat them.

در واقع معنای آن بیشتر از آن چیزی است که فکر می کردیم، فیل ها راه را به منطقه باز می کنند، روی گیاهان پا می گذارند، گیاهان جدید دوباره رشد می کنند، گاو یا بنتانگ {Bos Javanicus} از راه برای خوردن آنها پیروی می کنند.

نمونه‌های واقعی

656. By the navigation of microwave, the navy paved a pavement on the wavy sea.

656. با استفاده از ناوبری امواج الکترومغناطیسی، نیروی دریایی یک مسیر در دریای متلاطم ایجاد کرد.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

Today most roads are paved with asphalt.

امروز بیشتر جاده‌ها با آسفالت پوشیده شده‌اند.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

We say pavement, they say sidewalk.

ما می‌گوییم پیاده‌رو، آن‌ها می‌گویند پیاده‌رو.

منبع: Listening Digest

The key findings on chest CT include ground glass opacities, consolidations, and crazy paving.

یافته‌های کلیدی در سی‌تی اسکن قفسه سینه شامل دانه‌های شیشه‌ای، دررفتگی‌ها و سنگ‌فرش دیوانهوار است.

منبع: Osmosis - COVID-19 Prevention

The appearance is similar to irregularly-shaped stones used to pave a street, hence the name " crazy paving."

ظاهر آن شبیه به سنگ‌های با شکل نامنظم است که برای سنگ‌فرش خیابان استفاده می‌شود، از این رو نام آن "سنگ‌فرش دیوانهوار" است.

منبع: Osmosis - COVID-19 Prevention

The road to hell is paved with good intentions.

جاده به جهنم با نیت‌های خوب سنگ‌فرش شده است.

منبع: Four-level vocabulary frequency weekly plan

Humility is the realization that those who came before you paved the way.

تواضع، درک این است که کسانی که قبل از شما بودند، راه را هموار کردند.

منبع: 2021 Celebrity High School Graduation Speech

Meanwhile the mission will also pave the way for new life to arrive.

در همین حال، این مأموریت راه را برای رسیدن زندگی جدید هموار خواهد کرد.

منبع: CNN 10 Summer Special

This could pave the way for other space applications.

این می‌تواند راه را برای کاربردهای فضایی دیگر هموار کند.

منبع: The Economist - Technology

There were paved roads. Never seen a paved road.

جاده‌های آسفالته وجود داشت. تا به حال جاده آسفالته‌ای ندیده بودم.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید