| زمان گذشته | bivouacked |
| جمع | bivouacs |
| قسمت سوم فعل | bivouacked |
| صفت یا فعل حال استمراری | bivouacking |
| شکل سوم شخص مفرد | bivouacs |
But a person bivouac in street, who feels unwanted by people,unloved by people,terrified, the person who throw over by society——such poverty make people so heartache and so intolerability.
اما یک شخص که در خیابانها اردو میزند، احساس میکند که توسط مردم طرد شده، دوست نداشتنی، میترسد، شخصی که توسط جامعه کنار گذاشته شده است - چنین فقر باعث میشود مردم بسیار دلشکسته و غیرقابل تحمل شوند.
The soldiers set up a bivouac in the forest.
سربازان در جنگل اردوگاه نظامی برپا کردند.
We decided to bivouac near the lake for the night.
تصمیم گرفتیم برای شب در نزدیکی دریاچه اردوگاه برپا کنیم.
The mountaineers planned to bivouac at the base of the mountain.
کوهنوردان برنامه ریزی کردند که در پای کوه اردوگاه برپا کنند.
During the camping trip, we had to bivouac in the wilderness.
در طول سفر کمپینگ، مجبور شدیم در طبیعت وحشی اردوگاه برپا کنیم.
The scouts were trained to bivouac in various terrains.
دیدهبانها آموزش دیده بودند که در مناطق مختلف اردوگاه برپا کنند.
Hikers need to know how to bivouac safely in the mountains.
گردشگران باید بدانند چگونه به طور ایمن در کوهستان اردوگاه برپا کنند.
The bivouac site was chosen for its strategic location.
محل اردوگاه به دلیل موقعیت استراتژیک آن انتخاب شد.
The survivalists demonstrated how to bivouac using minimal resources.
نجيمانان نشان دادند که چگونه با استفاده از حداقل منابع اردوگاه برپا کنند.
The adventurers had to bivouac in the desert due to a sandstorm.
ماجراجویان مجبور شدند به دلیل طوفان شن در صحرا اردوگاه برپا کنند.
The bivouac experience taught us valuable survival skills.
تجربه اردوگاه مهارت های بقا را به ما آموخت.
But a person bivouac in street, who feels unwanted by people,unloved by people,terrified, the person who throw over by society——such poverty make people so heartache and so intolerability.
اما یک شخص که در خیابانها اردو میزند، احساس میکند که توسط مردم طرد شده، دوست نداشتنی، میترسد، شخصی که توسط جامعه کنار گذاشته شده است - چنین فقر باعث میشود مردم بسیار دلشکسته و غیرقابل تحمل شوند.
The soldiers set up a bivouac in the forest.
سربازان در جنگل اردوگاه نظامی برپا کردند.
We decided to bivouac near the lake for the night.
تصمیم گرفتیم برای شب در نزدیکی دریاچه اردوگاه برپا کنیم.
The mountaineers planned to bivouac at the base of the mountain.
کوهنوردان برنامه ریزی کردند که در پای کوه اردوگاه برپا کنند.
During the camping trip, we had to bivouac in the wilderness.
در طول سفر کمپینگ، مجبور شدیم در طبیعت وحشی اردوگاه برپا کنیم.
The scouts were trained to bivouac in various terrains.
دیدهبانها آموزش دیده بودند که در مناطق مختلف اردوگاه برپا کنند.
Hikers need to know how to bivouac safely in the mountains.
گردشگران باید بدانند چگونه به طور ایمن در کوهستان اردوگاه برپا کنند.
The bivouac site was chosen for its strategic location.
محل اردوگاه به دلیل موقعیت استراتژیک آن انتخاب شد.
The survivalists demonstrated how to bivouac using minimal resources.
نجيمانان نشان دادند که چگونه با استفاده از حداقل منابع اردوگاه برپا کنند.
The adventurers had to bivouac in the desert due to a sandstorm.
ماجراجویان مجبور شدند به دلیل طوفان شن در صحرا اردوگاه برپا کنند.
The bivouac experience taught us valuable survival skills.
تجربه اردوگاه مهارت های بقا را به ما آموخت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید