bivouacking

[ایالات متحده]/ˌbaɪˈvuː.ækin/
[بریتانیا]/ˌbaɪˈvɑːkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل کمپ زدن در یک پناهگاه موقت، معمولاً در فضای باز.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

bivouacking with friends

چادر شب‌زنده‌داری با دوستان

bivouacking safety tips

نکات ایمنی برای چادر شب‌زنده‌داری

جملات نمونه

the hikers spent the night bivouacking under the stars.

گردشگران شب را زیر ستارگان کمپ موقت زدند.

we set up our bivouacking site near the river.

ما محل کمپ موقت خود را نزدیک رودخانه برپا کردیم.

bivouacking can be a thrilling experience for adventurers.

کمپ موقت می‌تواند یک تجربه هیجان‌انگیز برای ماجراجویان باشد.

they were bivouacking on the mountain after a long day of climbing.

آنها پس از یک روز طولانی صعود به کوه، کمپ موقت زدند.

she enjoys bivouacking in remote areas away from the crowds.

او از کمپ موقت در مناطق دورافتاده و دور از جمعیت لذت می‌برد.

before bivouacking, make sure to check the weather forecast.

قبل از کمپ موقت، حتما پیش‌بینی آب و هوا را بررسی کنید.

he learned the essentials of bivouacking during his survival training.

او در طول آموزش بقا، اصول اساسی کمپ موقت را آموخت.

they built a fire while bivouacking to keep warm.

آنها برای گرم ماندن در حین کمپ موقت، آتش درست کردند.

bivouacking requires careful planning and preparation.

کمپ موقت نیاز به برنامه‌ریزی و آمادگی دقیق دارد.

after bivouacking, they resumed their trek at dawn.

پس از کمپ موقت، آنها پیاده‌روی خود را در سپیده دم از سر گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید