be a blabbermouth
دهنبهدهن بودن
blabbermouth gossip
حرف و نقل gossip
a notorious blabbermouth
دهنبهدهن بدنام
blabbermouth spread rumors
گسترش شایعات توسط دهنبهدهن
don't be a blabbermouth at the party.
در مهمانی زیاد صحبت نکنید.
she got in trouble for being a blabbermouth.
او به دلیل اینکه زیاد صحبت میکرد، دچار مشکل شد.
his reputation as a blabbermouth precedes him.
شهرت او به عنوان یک فردی که زیاد صحبت میکند، جلوتر از اوست.
my friend is such a blabbermouth; he can't keep a secret.
دوست من خیلی زیاد صحبت میکند؛ نمیتواند یک راز را حفظ کند.
being a blabbermouth can ruin relationships.
زیاد صحبت کردن میتواند روابط را خراب کند.
she always warns me not to be a blabbermouth.
او همیشه به من هشدار میدهد که زیاد صحبت نکنم.
blabbermouths often find themselves isolated.
افراد زیادی که صحبت میکنند اغلب خود را منزوی میبینند.
he was labeled a blabbermouth after sharing confidential information.
او پس از به اشتراک گذاشتن اطلاعات محرمانه به عنوان یک فردی که زیاد صحبت میکند، شناخته شد.
it's best to avoid blabbermouths in the workplace.
بهتر است از افرادی که زیاد صحبت میکنند در محیط کار اجتناب کنید.
her blabbermouth tendencies got her into trouble.
تمایل او به زیاد صحبت کردن باعث شد دچار مشکل شود.
be a blabbermouth
دهنبهدهن بودن
blabbermouth gossip
حرف و نقل gossip
a notorious blabbermouth
دهنبهدهن بدنام
blabbermouth spread rumors
گسترش شایعات توسط دهنبهدهن
don't be a blabbermouth at the party.
در مهمانی زیاد صحبت نکنید.
she got in trouble for being a blabbermouth.
او به دلیل اینکه زیاد صحبت میکرد، دچار مشکل شد.
his reputation as a blabbermouth precedes him.
شهرت او به عنوان یک فردی که زیاد صحبت میکند، جلوتر از اوست.
my friend is such a blabbermouth; he can't keep a secret.
دوست من خیلی زیاد صحبت میکند؛ نمیتواند یک راز را حفظ کند.
being a blabbermouth can ruin relationships.
زیاد صحبت کردن میتواند روابط را خراب کند.
she always warns me not to be a blabbermouth.
او همیشه به من هشدار میدهد که زیاد صحبت نکنم.
blabbermouths often find themselves isolated.
افراد زیادی که صحبت میکنند اغلب خود را منزوی میبینند.
he was labeled a blabbermouth after sharing confidential information.
او پس از به اشتراک گذاشتن اطلاعات محرمانه به عنوان یک فردی که زیاد صحبت میکند، شناخته شد.
it's best to avoid blabbermouths in the workplace.
بهتر است از افرادی که زیاد صحبت میکنند در محیط کار اجتناب کنید.
her blabbermouth tendencies got her into trouble.
تمایل او به زیاد صحبت کردن باعث شد دچار مشکل شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید