blackamoor

[ایالات متحده]/blækˈmɔːr/
[بریتانیا]/blækˈmoʊr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک فرد سیاه‌پوست، به‌ویژه یکی از نژاد آفریقایی؛ یک فرد با پوست تیره.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

blackamoor head

سر سیاه

blackamoor figure

تصویر سیاه

blackamoor porcelain

ظروف چینی سیاه

the blackamoor servant

خدمتکار سیاه

blackamoor imagery

تصویرسازی سیاه

جملات نمونه

the blackamoor statue was a stunning piece of art.

مجسمه مشکی‌رنگ، یک اثر هنری خیره‌کننده بود.

in the story, the blackamoor was a brave knight.

در داستان، مشکی‌رنگ یک شوالیه دلیر بود.

the blackamoor figure in the painting caught everyone's attention.

تصویر مشکی‌رنگ در نقاشی توجه همه را به خود جلب کرد.

she wore a dress inspired by the blackamoor culture.

او لباسی الهام گرفته از فرهنگ مشکی‌رنگ پوشیده بود.

the blackamoor's tale was filled with adventure and mystery.

داستان مشکی‌رنگ پر از ماجراجویی و رمز و راز بود.

he admired the beauty of the blackamoor's features.

او به زیبایی ویژگی‌های مشکی‌رنگ شیفته بود.

many stories depict the blackamoor as a noble character.

داستان‌های زیادی مشکی‌رنگ را به عنوان شخصیتی شریف به تصویر می‌کشند.

the blackamoor in the folklore was known for his wisdom.

مشکی‌رنگ در فولکلور به خاطر خردش شناخته می‌شد.

she collected art featuring the blackamoor theme.

او آثار هنری با مضمون مشکی‌رنگ جمع‌آوری می‌کرد.

the blackamoor's journey was one of self-discovery.

سفر مشکی‌رنگ سفری برای کشف خود بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید