blackballing someone
خارج کردن از جمع
subject to blackballing
موضوع طرد از جمع
blackballing tactics
تاکتیکهای طرد از جمع
prevent blackballing
جلوگیری از طرد از جمع
accusations of blackballing
اتهامات طرد از جمع
blackballing by rivals
طرد از جمع توسط رقیبها
undergoing blackballing
در حال طرد از جمع قرار گرفتن
blackballing someone can have serious consequences for their career.
حذف کردن یا کنار گذاشتن کسی میتواند عواقب جدی برای حرفه آنها داشته باشد.
the committee faced backlash for blackballing a talented candidate.
کمیته با واکنش منفی روبرو شد زیرا یک نامزد با استعداد را حذف کرد.
she was worried about being blackballed from the industry.
او نگران این بود که از صنعت حذف شود.
blackballing can create a toxic work environment.
حذف کردن یا کنار گذاشتن میتواند یک محیط کار سمی ایجاد کند.
they accused him of blackballing anyone who disagreed with him.
آنها او را به حذف هر کسی که با او مخالف بود متهم کردند.
the practice of blackballing is often seen as unethical.
عمل حذف کردن یا کنار گذاشتن اغلب به عنوان غیراخلاقی تلقی میشود.
many fear that blackballing will stifle creativity and innovation.
بسیاری میترسند که حذف کردن یا کنار گذاشتن باعث خفه شدن خلاقیت و نوآوری شود.
he felt the effects of blackballing in his professional relationships.
او اثرات حذف کردن یا کنار گذاشتن را در روابط حرفهای خود احساس کرد.
blackballing can lead to isolation within a professional community.
حذف کردن یا کنار گذاشتن میتواند منجر به انزوا در یک جامعه حرفهای شود.
they organized a meeting to discuss the implications of blackballing.
آنها یک جلسه برای بحث در مورد پیامدهای حذف کردن یا کنار گذاشتن برگزار کردند.
blackballing someone
خارج کردن از جمع
subject to blackballing
موضوع طرد از جمع
blackballing tactics
تاکتیکهای طرد از جمع
prevent blackballing
جلوگیری از طرد از جمع
accusations of blackballing
اتهامات طرد از جمع
blackballing by rivals
طرد از جمع توسط رقیبها
undergoing blackballing
در حال طرد از جمع قرار گرفتن
blackballing someone can have serious consequences for their career.
حذف کردن یا کنار گذاشتن کسی میتواند عواقب جدی برای حرفه آنها داشته باشد.
the committee faced backlash for blackballing a talented candidate.
کمیته با واکنش منفی روبرو شد زیرا یک نامزد با استعداد را حذف کرد.
she was worried about being blackballed from the industry.
او نگران این بود که از صنعت حذف شود.
blackballing can create a toxic work environment.
حذف کردن یا کنار گذاشتن میتواند یک محیط کار سمی ایجاد کند.
they accused him of blackballing anyone who disagreed with him.
آنها او را به حذف هر کسی که با او مخالف بود متهم کردند.
the practice of blackballing is often seen as unethical.
عمل حذف کردن یا کنار گذاشتن اغلب به عنوان غیراخلاقی تلقی میشود.
many fear that blackballing will stifle creativity and innovation.
بسیاری میترسند که حذف کردن یا کنار گذاشتن باعث خفه شدن خلاقیت و نوآوری شود.
he felt the effects of blackballing in his professional relationships.
او اثرات حذف کردن یا کنار گذاشتن را در روابط حرفهای خود احساس کرد.
blackballing can lead to isolation within a professional community.
حذف کردن یا کنار گذاشتن میتواند منجر به انزوا در یک جامعه حرفهای شود.
they organized a meeting to discuss the implications of blackballing.
آنها یک جلسه برای بحث در مورد پیامدهای حذف کردن یا کنار گذاشتن برگزار کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید