dark blackish
سیاه تیره
slightly blackish
کمی سیاه
blackish New World snakebird of swampy regions.
مارمولک سیاه رنگ، دنیای جدید، پرنده لاک پشتی در مناطق باتلاقی.
77. blackish peccary with whitish cheeks; larger than the collared peccary.
77. خوک سیاه رنگ با گونه های سفید؛ بزرگتر از خوک گردنبندی.
"euxenite:a lustrous, blackish-brown rare-earth mineral consisting primarily of cerium , erbium, titanium, uranium, and yttrium."
"یوزنیت: یک ماده معدنی کمیاب زمینی با درخشندگی، سیاه-قهوه ای که عمدتاً از سریوم، ار بیوم، تیتانیوم، اورانیوم و ایتریم تشکیل شده است."
A deciduous North American tree(Prunus serotina) having drooping, elongate clusters of white flowers and blackish, somewhat poisonous fruits.
یک درخت شمال آمریکا با برگهای جداافتاده (Prunus serotina) با خوشههای آویزان و کشیده از گلهای سفید و میوههای سیاه رنگ و تا حدی سمی.
The sky turned blackish as the storm approached.
همانطور که طوفان نزدیک می شد، آسمان سیاه رنگ شد.
She wore a blackish dress to the party.
او یک لباس سیاه رنگ به مهمانی پوشید.
The water in the pond looked blackish due to pollution.
به دلیل آلودگی، آب در برکه سیاه رنگ به نظر می رسید.
His hair had a blackish tint to it.
موهایش رگه های سیاه داشت.
The cat had blackish fur with white patches.
گربه دارای پوست سیاه رنگ با لکه های سفید بود.
The old building had a blackish facade.
ساختمان قدیمی دارای نمای سیاه رنگ بود.
The coffee had a blackish hue.
قهوه دارای رنگی سیاه رنگ بود.
The forest was filled with blackish shadows at dusk.
جنگل در هنگام غروب آفتاب پر از سایه های سیاه رنگ بود.
The painting had a blackish background.
زمینه نقاشی سیاه رنگ بود.
The blackish smoke billowed from the factory chimney.
دود سیاه رنگ از دودکش کارخانه بیرون زد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید