blacklands

[ایالات متحده]/blækˈlænd/
[بریتانیا]/blækˌlænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زمین متشکل از خاک سیاه و حاصلخیز.; خاک سیاه; منطقه‌ای از خاک سیاه.

عبارات و ترکیب‌ها

blackland soil

خاک سیاه

blackland agriculture

کشاورزی در مناطق سیاه

blackland region

منطقه سیاه

rich blackland

خاک سیاه غنی

ancient blackland

خاک سیاه باستانی

fertile blackland

خاک سیاه حاصلخیز

blackland crops

محصولات خاک سیاه

cultivated blackland

خاک سیاه کشت شده

blackland history

تاریخچه خاک سیاه

جملات نمونه

the blackland is rich in nutrients.

خاک سیاه سرشار از مواد مغذی است.

farmers prefer to cultivate crops in blackland.

کشاورزان ترجیح می‌دهند محصولات را در خاک سیاه کشت کنند.

blackland regions often have high agricultural productivity.

مناطق خاک سیاه اغلب دارای بهره‌وری کشاورزی بالایی هستند.

the blackland soil retains moisture well.

خاک سیاه به خوبی رطوبت را حفظ می‌کند.

many plants thrive in blackland environments.

گیاهان بسیاری در محیط‌های خاک سیاه رشد می‌کنند.

blackland is essential for sustainable farming.

خاک سیاه برای کشاورزی پایدار ضروری است.

soil erosion can be a threat to blackland areas.

فرسایش خاک می‌تواند تهدیدی برای مناطق خاک سیاه باشد.

researchers study blackland to improve soil health.

محققان خاک سیاه را برای بهبود سلامت خاک مطالعه می‌کنند.

blackland supports diverse ecosystems.

خاک سیاه از اکوسیستم‌های متنوع پشتیبانی می‌کند.

conservation efforts are crucial for blackland preservation.

تلاش‌های حفاظتی برای حفظ خاک سیاه بسیار مهم هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید