blacklegs strike
اعتصاب قانونشکان
blackleg work
کار قانونشکان
blacklist of blacklegs
لیست سیاه قانونشکان
many workers were angry at the blacklegs who crossed the picket line.
بسیاری از کارگران از سیاه لشگرها که خط پیکت را رد کردند عصبانی بودند.
blacklegs are often seen as traitors in labor disputes.
سیاه لشگرها اغلب به عنوان خائن در اختلافات کارگری دیده می شوند.
the union leaders condemned the use of blacklegs during the strike.
رهبران اتحادیه استفاده از سیاه لشگرها در طول اعتصاب را محکوم کردند.
employers sometimes hire blacklegs to undermine union efforts.
کارفرمایان گاهی اوقات سیاه لشگرها را استخدام می کنند تا تلاش های اتحادیه را تضعیف کنند.
blacklegs can create tension and division among workers.
سیاه لشگرها می توانند تنش و تفرقه ایجاد کنند.
after the strike, the blacklegs were ostracized by their peers.
پس از اعتصاب، سیاه لشگرها توسط همکاران خود طرد شدند.
the company relied on blacklegs to keep production running.
شرکت برای حفظ تولید به سیاه لشگرها متکی بود.
many people believe that blacklegs should be held accountable for their actions.
بسیاری از مردم معتقدند که سیاه لشگرها باید در قبال اقدامات خود پاسخگو باشند.
striking workers often face hostility from blacklegs.
کارگران اعتصاب کننده اغلب با خصومت از سوی سیاه لشگرها روبرو می شوند.
blacklegs may find it difficult to reintegrate into the workforce.
سیاه لشگرها ممکن است بازگشت به نیروی کار را دشوار بدانند.
blacklegs strike
اعتصاب قانونشکان
blackleg work
کار قانونشکان
blacklist of blacklegs
لیست سیاه قانونشکان
many workers were angry at the blacklegs who crossed the picket line.
بسیاری از کارگران از سیاه لشگرها که خط پیکت را رد کردند عصبانی بودند.
blacklegs are often seen as traitors in labor disputes.
سیاه لشگرها اغلب به عنوان خائن در اختلافات کارگری دیده می شوند.
the union leaders condemned the use of blacklegs during the strike.
رهبران اتحادیه استفاده از سیاه لشگرها در طول اعتصاب را محکوم کردند.
employers sometimes hire blacklegs to undermine union efforts.
کارفرمایان گاهی اوقات سیاه لشگرها را استخدام می کنند تا تلاش های اتحادیه را تضعیف کنند.
blacklegs can create tension and division among workers.
سیاه لشگرها می توانند تنش و تفرقه ایجاد کنند.
after the strike, the blacklegs were ostracized by their peers.
پس از اعتصاب، سیاه لشگرها توسط همکاران خود طرد شدند.
the company relied on blacklegs to keep production running.
شرکت برای حفظ تولید به سیاه لشگرها متکی بود.
many people believe that blacklegs should be held accountable for their actions.
بسیاری از مردم معتقدند که سیاه لشگرها باید در قبال اقدامات خود پاسخگو باشند.
striking workers often face hostility from blacklegs.
کارگران اعتصاب کننده اغلب با خصومت از سوی سیاه لشگرها روبرو می شوند.
blacklegs may find it difficult to reintegrate into the workforce.
سیاه لشگرها ممکن است بازگشت به نیروی کار را دشوار بدانند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید