scabs

[ایالات متحده]/skæbz/
[بریتانیا]/skæbz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پوسته ای که بر روی زخم ایجاد می شود؛ بیماری گیاهی که لکه هایی ایجاد می کند؛ کارگران که از پیوستن به اعتصاب خودداری می کنند؛ افرادی که اعتصابیون را تضعیف می کنند

عبارات و ترکیب‌ها

pick scabs

کندن پوسته

scabs form

تشکیل پوسته

scabs fall

افتادن پوسته

scabs heal

بهبودی پوسته

scabs itch

خارش پوسته

scabs appear

ظاهر شدن پوسته

scabs develop

توسعه پوسته

scabs remain

ماندن پوسته

scabs hurt

درد پوسته

scabs bleed

خونریزی پوسته

جملات نمونه

he picked at the scabs on his knee.

او به روی چشمی‌ها روی زانوی خود دست می‌زد.

scabs can form after a cut or scrape.

چشمی‌ها می‌توانند پس از بریدگی یا خراش تشکیل شوند.

it's important not to pick at your scabs.

مهم است که روی چشمی‌های خود دست نزنید.

the doctor said the scabs would heal in a week.

پزشک گفت چشمی‌ها طی یک هفته التیام می‌یابند.

she covered the scabs with a bandage.

او چشمی‌ها را با یک باند پوشاند.

he was worried about the scabs on his arm.

او نگران چشمی‌هایی روی بازوی خود بود.

scabs are a natural part of the healing process.

چشمی‌ها بخشی طبیعی از روند بهبودی هستند.

he tried to hide the scabs with makeup.

او سعی کرد چشمی‌ها را با آرایش پنهان کند.

she noticed the scabs were getting smaller.

او متوجه شد که چشمی‌ها کوچکتر می‌شوند.

don't scratch the scabs or you might get an infection.

چشمی‌ها را نکَنید، در غیر این صورت ممکن است دچار عفونت شوید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید