blacksnakes

[ایالات متحده]/blækˈsneɪk/
[بریتانیا]/blækˈsnɛɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی مار، که معمولاً رنگ آن سیاه است؛ چتری که از چرم یا مواد دیگر ساخته شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

blacksnake bite

گزش مار سیاه

blacksnake venom

سم مار سیاه

avoid blacksnakes

از مار سیاه اجتناب کنید

blacksnake skin shed

ریزش پوست مار سیاه

blacksnake slithering away

مار سیاه در حال دور شدن

blacksnake sightings increase

افزایش مشاهدات مار سیاه

handle blacksnakes carefully

با احتیاط با مار سیاه برخورد کنید

blacksnake habitat destroyed

زیستگاه مار سیاه تخریب شده است

جملات نمونه

blacksnakes are known for their striking appearance.

مارمولک‌های سیاه به خاطر ظاهر چشم‌نوازشان شناخته می‌شوند.

blacksnakes can be found in various habitats across the country.

مارمولک‌های سیاه را می‌توان در زیستگاه‌های مختلف در سراسر کشور یافت.

blacksnakes are non-venomous and generally harmless to humans.

مارمولک‌های سیاه غیرسمی هستند و به طور کلی برای انسان‌ها بی‌خطرند.

blacksnakes play an important role in controlling rodent populations.

مارمولک‌های سیاه نقش مهمی در کنترل جمعیت جوندگان ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید