blanch vegetables
پخت سریع سبزیجات
blanch almonds
پوست کندن بادام
many people blanch at the suggestion.
بسیاری از مردم با پیشنهاد دچار رنگ پریدگی میشوند.
the cold light blanched her face.
نور سرد باعث رنگپریدگی صورت او شد.
their faces blanched with fear.
چهرههایشان از ترس رنگپریده شد.
Their faces blanched in terror.
چهرههایشان از وحشت رنگپریده شد.
Her face blanched with fear at the news of her daughter's accident.
با شنیدن خبر تصادف دخترش، صورتش از ترس رنگپریده شد.
We blanch almonds by soaking off their skins in boiling water.
ما بادامها را با خیساندن پوست آنها در آب جوش میپریم.
The girl blanched with fear when she saw the bear coming.
وقتی دختر خرس را دید، از ترس رنگپریده شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید