blander

[ایالات متحده]/ˈblændər/
[بریتانیا]/ˈblæn.dər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمتر خوشمزه یا کسل‌کننده؛ فاقد هیجان یا علاقه.؛ ملایم‌تر یا لطیف‌تر از نظر طبیعت یا شخصیت.

عبارات و ترکیب‌ها

a blander dish

یک غذای ملایم‌تر

a blander alternative

یک جایگزین ملایم‌تر

a blander presentation

ارائشی ملایم‌تر

جملات نمونه

the dish tasted blander than i expected.

غذا آنطور که انتظار داشتم، بی‌مزه تر بود.

his speech was blander than usual, lacking excitement.

سخنرانی او از معمول بی‌روح تر بود و هیجان نداشت.

she prefers blander foods for her sensitive stomach.

او به دلیل مشکلات گوارشی، غذاهای ملایم‌تری را ترجیح می‌دهد.

the sauce was too bland, needing more spices.

سس خیلی بی‌مزه بود و به ادویه‌های بیشتری نیاز داشت.

his personality is a bit blander than i would like.

شخصیت او کمی از آنچه دوست دارم، بی‌روح‌تر است.

after the changes, the movie felt much blander.

بعد از تغییرات، فیلم خیلی بی‌روح‌تر به نظر می‌رسید.

she added herbs to make the blander dish more flavorful.

او برای خوشمزه‌تر کردن غذاهای بی‌مزه، گیاهان معطر اضافه کرد.

the blander version of the song didn't appeal to fans.

نسخه بی‌روح‌تر آهنگ مورد علاقه طرفداران نبود.

some people prefer blander snacks for health reasons.

برخی افراد به دلیل مسائل بهداشتی، میان وعده‌های ملایم‌تری را ترجیح می‌دهند.

the restaurant is known for its blander menu options.

این رستوران به خاطر گزینه‌های منوی ملایم‌ترش شناخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید