roundish

[ایالات متحده]/ˈraʊndɪʃ/
[بریتانیا]/ˈraʊndɪʃ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمی گرد

عبارات و ترکیب‌ها

roundish shape

شکل گرد

roundish figure

تصویر گرد

roundish object

شی گرد

roundish form

فرم گرد

roundish design

طراحی گرد

roundish face

چهره گرد

roundish fruit

میوه گرد

roundish edges

لبه‌های گرد

roundish pattern

الگوی گرد

roundish area

منطقه گرد

جملات نمونه

the table has a roundish shape that fits perfectly in the corner.

میز شکل گردی دارد که به خوبی در گوشه جا می‌شود.

she prefers roundish objects for her art project.

او ترجیح می‌دهد از اشیاء گرد برای پروژه هنری خود استفاده کند.

the cookies came out roundish and golden brown.

کیک‌ها با شکل گرد و قهوه‌ای طلایی پخته شدند.

his face is roundish, giving him a youthful appearance.

صورت او گرد است و به او ظاهری جوان می‌دهد.

the balloon was roundish before it popped.

قبل از ترکیدن، بادکنک شکل گردی داشت.

they designed a roundish logo for the new brand.

آنها یک لوگوی گرد برای برند جدید طراحی کردند.

she bought a roundish vase to hold the flowers.

او یک گلدان گرد برای قرار دادن گل‌ها خرید.

the rock had a roundish appearance due to years of erosion.

به دلیل سال‌ها فرسایش، سنگ ظاهر گردی داشت.

his roundish belly was a sign of his love for food.

شکم گرد او نشان‌دهنده علاقه او به غذا بود.

the garden featured roundish hedges that added charm.

باغ دارای حاشیه‌های گرد بود که جذابیت را اضافه می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید