bleats

[ایالات متحده]/bliːts/
[بریتانیا]/bleats/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. صدای گوسفند یا بز؛ فریاد زدن در distress یا ایجاد صداهای غمگین؛ چیزی را به طور ضعیف یا شکایت‌آمیز بیان کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

bleats of despair

ناله های ناامیدی

ignore the bleating

ناله ها را نادیده بگیرید

جملات نمونه

the lamb bleats softly in the meadow.

بره‌ گوسفند به‌ آرامی در چمنزار صدا می‌کند.

she heard the goat bleats from the farm.

او صدای بزها را از مزرعه شنید.

the baby sheep bleats for its mother.

بره کوچک برای مادرش صدا می‌کند.

as the sun set, the flock bleats filled the air.

همانطور که خورشید غروب می‌کرد، صدای گله گوسفندان هوا را پر می‌کرد.

the shepherd calmed the bleating sheep.

چوپان گوسفندان در حال صدا کردن را آرام کرد.

the loud bleats startled the children.

صدای بلند بزها کودکان را ترساند.

in spring, the fields are alive with bleats.

در بهار، مزارع مملو از صداهای بزها هستند.

the bleats echoed through the valley.

صداهای بزها در دره طنین انداز شد.

he recorded the bleats for his research.

او صداها را برای تحقیقات خود ضبط کرد.

every morning, the bleats signal the start of the day.

هر روز صبح، صداها نشان دهنده شروع روز هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید