blessednesses

[ایالات متحده]/ˈblɛstɪdnəsɪz/
[بریتانیا]/ˈblɛstɪdnəsiz/

ترجمه

n. حالت‌های برکت‌یافته؛ خوشحالی، شانس خوب

عبارات و ترکیب‌ها

count your blessednesses.

شکرگزار باشید

جملات نمونه

in moments of silence, we can reflect on our blessednesses.

در لحظات سکوت، می‌توانیم در مورد برکات خود تأمل کنیم.

she often counts her blessednesses during her morning meditation.

او اغلب برکات خود را در طول مدیتیشن صبح خود می‌شمارد.

finding joy in small things is one of life's blessednesses.

پیدا کردن شادی در چیزهای کوچک، یکی از برکات زندگی است.

he shared his blessednesses with family and friends at dinner.

او برکات خود را در شام با خانواده و دوستانش به اشتراک گذاشت.

gratitude for our blessednesses can lead to a more fulfilling life.

قدردانی از برکات ما می‌تواند منجر به یک زندگی رضایت‌بخش‌تر شود.

she wrote a journal entry about her life's blessednesses.

او در مورد برکات زندگی خود در یک دفترچه یادداشت نوشت.

recognizing our blessednesses helps us overcome challenges.

تشخیص برکات ما به ما کمک می‌کند تا بر چالش‌ها غلبه کنیم.

he believes that sharing our blessednesses enhances their value.

او معتقد است که به اشتراک گذاشتن برکات ما ارزش آنها را افزایش می‌دهد.

in the midst of difficulties, we should seek our blessednesses.

در میان سختی‌ها، باید به دنبال برکات خود باشیم.

her smile is one of the blessednesses that brightens my day.

لبخند او یکی از برکاتی است که روز من را روشن می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید