blitzed

[ایالات متحده]/blɪtst/
[بریتانیا]/blɪtst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به شدت خسته; مست مرده

جملات نمونه

An army of doctors blitzed the disease.

ارتش پزشکان با سرعت و شدت به مقابله با بیماری پرداختند.

London was blitzed during the war.

لندن در طول جنگ بمباران شد.

City blitzed United with a three-goal burst.

سیتی با یک نمایش درخشان، یونایتد را با سه گل از پیش روی شکست داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید